سلام دوستان من چندساله ازدواج کردم یبارم قبلا این تاپیکو گذاشتم اما فقط بدوبیراه تحویلم دادن اما راه حل میخام
مادرشوهرم بیوه اس و سه تا دختر داره و یه پسر که شوهر منه
کل هفته دوروز دوروز خونه ی دخترهاش میمونه و دخترهاش تو خونه همه کارن شوهراشون حق اعتراض ندارن ولی من دوست ندارم و اصلا راحت نیستم که بیاد بمونه میگم بیاد ناهار یاشام و بره شبو نمونه از طرفی پسرکوچیکمم هربار هرکی میاد میگه بمون بمون و دوسالشه حالیش نیس که باهاش حرف بزنم اونم از خدا خاستس
دست کم هر روز یبار با شوهرم سراین موضوع بحث داریم شوهرم میگه همش بمن زنگ میزنه میگه من خونه ی داماد میمونم خونه ی پسرم نه .
بنظرتون چیکار کنم شوهرم قبول داره راحت نیستم اما میگه مادرم دائم ب روم میزنه و تیکه میندازه چندبارهم اومده من واقعا انقد بشین پاشو کردم خسته شدم اصلا عادتمه همش رو کاناپه دراز بکشم میاد راحت نیستم و لباس راحتم نمیشه پوشید راه حل بدید لطفا