خانم ها من شوهرم کارش جوریه که ناهارها خونه نیست از وقتی باردارشدم خونم نزدیک خونه مامانمه میومدن همیشه ناهارها من رو میبردن خونشون ولی الان ده روزه دیگه اصلا نمیگن بیا نمیدونم چی شده تنهایی توی خونه خیلی حوصلم سر میره ولی روم نمیشه بهشون بگم بیان سراغم از وقتی هم که کرونا اومده دارم افسردگی میگیرم