2777
2789
عنوان

«شعر ٣»

| مشاهده متن کامل بحث + 20377 بازدید | 3056 پست

وقتی گریبانِ عدم با دست خلقت می درید

وقتی ابد چشم تو را پیش از ازَل می آفرید...!


وقتی زمین نازِ تو را در آسِمان‌ها می کشید...!

وقتی عطش طعمِ تو را با اشک‌هایم می چشید


"من عاشقِ چشمت شدم"  نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی‌دانم از این دیوانگی و عاقلی...!


یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود...

آن دَم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود...


وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد...!

آدم زمینی‌تر شد و عالَم به آدم سِجده کرد


من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گِلی

چیزی نمی‌دانم از این دیوانگی و عاقلی...!🌷🌷🌷

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

کاش به جای آموزش سربازی وجنگیدن

برای پسران جوان

اصول عشق رادیکته میکردند

چه زجری میکشند زنان لطیف

درکنارمردان زمُخت وبی احساس!

برای یک زن

حسرتی بالاترازدیده نشدن نیست.


نرگس صرافیان طوفان❤


دوستت دارم ای خیال لطیف ....دوستت دارم ای امید محال... 🍂🖤

مگر خدا

وعده ی گیسوانی مثل گیسوی تو را

در بهشت آن هم به برگزیدگانی

از نیکوکاران نداده بود؟

پس تو اینجا چه می کنی؟

یا خدا بخشنده تر شده

یا من رستگار شده ام

اما قیامت که نشده

تو قیامت به پا کرده ای...❤❤

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤
من قول می دهم درهمه عکسهایم بخندم هم چشم هایم... هم لب هایم... فقط به شرط آنکه عکاس ثبت این لحظ ...

زیبایی عکاس چنان بود که در عکس؛
از خویش شدم غافل و انگشت گزیدم...
پوریا-شیرانی#  

حضرتِ درمان بیا...!💛                                                اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج؛ آمین.

آرزوهایت بلند بود

دست های من کوتاه

تو نردبان خواسته بودی

من صندلی بودم

با این همه

فراموشم مکن

وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای

و به ماه فکر می کنی.🥀🥀🥀

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤
زیبایی عکاس چنان بود که در عکس؛ از خویش شدم غافل و انگشت گزیدم... پوریا-شیرانی#  

اصلاً مُهِم نيست تو چَند ساله باشی
مَن ، هَمسِن و سالِ تو هَستَم : )
مُهِم نيست خانه‌ات کُجا باشَد
بَرایِ يافتَنَت کافی است چِشم‌هايَم را بِبَندَم . .
خُلاصه بِگويَم، حالا هَر قُفلی که می‌خواهَد به دَرگاهِ خانه‌اَت باشد!
عِشق پيچکی است که ديوار نمیشناسَد💛👣🌱

annak...annakarenina.....درخواست دوستی آقایون 👉لغو کاربری

کسی خواهد آمد.

به این بیندیش!

هیچ پیامی آخرین پیام نیست

و هیچ عابری آخرین عابر.

کسی مانده ‌است که خواهد آمد. باور کن!

کسی که امکان آمدن را زنده نگه می‌دارد.

بنشین به انتظار..

#نادر_ابراهیمی


🌿|

annak...annakarenina.....درخواست دوستی آقایون 👉لغو کاربری
وقتی گریبانِ عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش از ازَل می آفرید...! وقتی زمین نازِ ...

ممنونم از انتخاب زیباتون یادآور خاطرات شیرینی هست این شعر برای من 💕🍀

دوستت دارم ای خیال لطیف ....دوستت دارم ای امید محال... 🍂🖤
ممنونم از انتخاب زیباتون یادآور خاطرات شیرینی هست این شعر برای من 💕🍀

خوشحالم دوست عزیز 🙏🙏❤

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤

گهی از چشم اومستم، گهی در قند او غرقم

دلا باخویش آی آخر میان قند و بادامی


بگفتش : «بشنو اسرارم، که من سرمست وهشیارم

چو من محودلارامم، ازو دان این دلارامی »


مولانای جان❤

دوستت دارم ای خیال لطیف ....دوستت دارم ای امید محال... 🍂🖤
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز