اوایل زندگیمون خیلی دست کم براش گرفتم کل طلایی که گرفتم شد سیصد هزار تومن گفتم نداره گناه داره دوسش داشتم قسط و وام و اینا داشت؛گفت ب خدا جبران میکنم همه جوره؛وقتی اوضاع مالیش خوب شد زد زیر حرفهاش گفت من کی اینجور حرفی زدم ماشین خرید زمین داره ولی زورش میاد ی دس لباس برام بخره همیشه حسرت همه چی میخورم نمیشه ایجور اعتماد نداره بهم اگه هزار تومن بهم بده هی میگه چه کارش کردی خسته ام خیلی