شب بعد عروسی همه دعوت شدیم به خونه های قدیمی تبریز ...من تا نشستم جلوی راهرو بودم ...حس کردم یکی صدام کرد و سرم رفت سمت پاگرد بین اول و دوم که معلوم بود اروم انگار یه چیزی اومد پایین از طبقه من همون لحظه به مامانم گفتم گفت از بس فیلم ترسناک دیدی خل شدی
سلام دخترا، من چند ساله از سامانلعیا خرید میکنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدلهاشون رو اونجا میذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.
گفتم اگه کسی دنبالشون میگرده، از اینجا میتونه پیداشون کنه