1803
1804
عنوان

جن (کمک،)

2708 بازدید | 312 پست

جدیدن پیشم احساسش میکنم 

خیلی میترسم ی چیزی انداختم زمین رفتم آشپزخونه اومدم دیدم رو میزه

یا ی چیزی احساس میکنم 

تو حمام یکی با پا زد تو کمرم 

🤯🤯🤯امکان داره واقعا جن باشه؟

مامانم هم جن میدید منو باردار بود

فقط 23 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
موندم چی بنویسم (در حال فک کردن)

   لباس بارداری ضد امواج الکترومغناطیس

نه واقعا ممکنه خودت گذاشته باشی رو میز و یادت نباشه 

همه چیز می تونه ناشی از وهم و خیال خودت باشه 

‍ «بیایید به قفسه کتابخانه دخیل ببندیم؛ دوستانی صمیمی پیدا می شوند که حاجات ما را برآورده کنند.»
1805
نه واقعا ممکنه خودت گذاشته باشی رو میز و یادت نباشه  همه چیز می تونه ناشی از وهم و خیال خودت ب ...

نه امکان نداره

من خیلی دقیق بودم حتی گاهی دو روز جلوتر میبینم(دو بار شده فقط) 

فقط 23 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
موندم چی بنویسم (در حال فک کردن)
1771

من یه بار از حموم اومدم جلوی اینه خوابیدم ...

دست سردی و حس کردم ک کشیده میشد توموهام ولی هیچکس خونه نبود ...چشامو بستمو وا نکردم چون میدونستم اگه اینه رو نگاه کنم قراره بترسم...از ترس میلرزیدم به خودمو هی یه دستی کشیده میشد توموهام

مهندس ساختمان و معماری♡آرایشگر♡مربی بدنسازی

شما نماز میخونی؟

این روزا تموم میشه بالاخره/ب پشت سرمون نگاه میکنیم/ب روزایی ک گذشت/ب ادمایی ک مردن/از اینکه زنده ایم خداروشکر میکنیم/اگه مدام رعایت کرده بودیم ب خودمون میگیم باشعور/اگه با بی رعایتی باز نگرفتیم میگیم خوش شانس/اگه رعایت کردیمو اخر یه جوری گرفتیم و زنده موندیم میگیم خدا رحم کرد /ولی هستن ادم هایی ک باشعور بودن  ،خداترس بودن ولی عمرشون ب دنیا نبود/ادمایی ک فک میکردن این برا بقیه اس خوش شانسن ولی مردن مث اب خوردن/و دراخر/ادمایی ک مریض شدن اونم بخاطر دیگران و زجرشو کشیدن و با کل وجود این بیماری رو حس کردن ب ایندگان میگن ک میون احمق هایی زندگی میکردیم ک با بیشعوری تمام این چرخه رو روز ب روز طولانی تر کردن/فقط همین ها ک بیماری رو چشیدن میتونن با عصبانیت زیاد اینو فریاد بزنن/ک بتمرگین سرجاتون و نرین پی تفریح و عشق و حال/بزارین روز ب روز این چرخه کوتاه تر شه/ترو خشک باهم میسوزه دوست من

وای اتفاقا منم الان داشتم ب جن فکر میکردم...😳کوار ابی پشت پنجره است همیشه پنجره کمی میبندیم باد ادیت نکنه الان ی دفعه باز شد سابقه نداشتم باز بشه صب تا شب هنینجور ثابته شوهرم بیدارم کرده مگیع تو پنجره باز کردی میگم ن

کسی رو مجبور نکن که تغییر کنه، فقط دوستش داشته باش. عشق چیزیه که مارو تغییر میده…
هرچی بیشتر درموردشون حرف بزنی و حتی بترسی,, بیشترجذبشون میکنی سمت خودت

اتفاقا بترسی بیش از حد میان سمتت بیش از حد هم نترسی باز میان سمتت من برای این بیش از حد نترسیدنا اون بلاها سرم اومد

مهندس ساختمان و معماری♡آرایشگر♡مربی بدنسازی
1794
من یه بار از حموم اومدم جلوی اینه خوابیدم ... دست سردی و حس کردم ک کشیده میشد توموهام ولی هیچکس خون ...

واییییی من‌میترسم

کسی رو مجبور نکن که تغییر کنه، فقط دوستش داشته باش. عشق چیزیه که مارو تغییر میده…
چ جالب

چون مادرم منو باردار بود خیلی سختی کشید میگفت جلوتر میدیده حتی همه ی خانواده باورش داشتم چون واقعا میدید الانم اومده سراغ من 😨

قشنگ احساس میکنم

فقط 23 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
موندم چی بنویسم (در حال فک کردن)

ایول باز بدون درد و هزینه اپیلاسیون شدم

قشنگ هنگام کز خوردن فرم خورد ازش تو کار دستیم میتونم استفاده کنم 

هرگاه خواستم بگویم دوستت دارم گفتم حالت چطور است ... و من تورا خیلی حالت چطور است...
چون مادرم منو باردار بود خیلی سختی کشید میگفت جلوتر میدیده حتی همه ی خانواده باورش داشتم چون واقعا م ...

احساست واقعیه ...قران بزار تو خونه پخش شه با صدای بلند اگر خوب باشه با اون انس میگیره و اذیتت نمیکنه اگه بد باشه میره ...سوره یاسین عالیه

مهندس ساختمان و معماری♡آرایشگر♡مربی بدنسازی
وای اتفاقا منم الان داشتم ب جن فکر میکردم...😳کوار ابی پشت پنجره است همیشه پنجره کمی میبندیم باد ادی ...

😱😱

فقط 23 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
موندم چی بنویسم (در حال فک کردن)
1718
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1811
1809
1791
1766
1763
1796
1782
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1462
1769
داغ ترین های تاپیک های امروز