2777
2789
عنوان

دعوا

| مشاهده متن کامل بحث + 376 بازدید | 31 پست
خواهرشم پشت سرمون داشت میومد.یاسینم هی میگف ندارم و دستم خالیه و فلان.منم گفتم خب فروشنده گف چکم قبو ...

منم عصبانی شدم یهو گفتم واسه هیچ چی نمیتونم روت حساب کنم هیچوقت جوری نیستی که بتونم خیالم بابت چیزی راحت باشه و با خودم بگم یاسین کمکم میکنه فقط باید خودم به فکر خودم باشم و به تو نباید تکیه کنم.که یهو قلطی کرد و بلند گف اره رو من اصلا حساب نکن بعدشم رفت جلو تر و برگشت عقب به من گف بدو گمشو بریم خونه 

عشق چشم قهوه ایِ من الهی همیشه سایه ی قشنگت روی سرم باشه.        لطفا برای خوشبختیمون داشتن نی نی های سالم برامون دعا کنید 
منم عصبانی شدم یهو گفتم واسه هیچ چی نمیتونم روت حساب کنم هیچوقت جوری نیستی که بتونم خیالم بابت چیزی ...

تو ماشینم یکم بحث کردیم و یکم داد زد خیلی بد ضایع شدم.حالا ابجیش میره به مامانش و ابجیش میگه.اه 

عشق چشم قهوه ایِ من الهی همیشه سایه ی قشنگت روی سرم باشه.        لطفا برای خوشبختیمون داشتن نی نی های سالم برامون دعا کنید 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

2790
2778
2791
2779
2792