همه ی زندگیمه یا حتی میتونم بگم نفسمه و واقعا جونم به جونش بنده و سرکار که میره دلم آنقدر تنگش میشه که انگار چند روزه ندیدمش و همش لحظه شماری میکنم که بیاد، اصلا به اون چیزایی که گفتی فکر نمیکنم چون از احساس و تعهد هر کدوممون نسبت به اون یکی به اندازه ی خدا اعتماد دارم.