دو روز از موعد میگذره و امروز صبحث بی بی چک زدم . ببینید مثبته یا کاذبه ؟بی بی چک اولی خط دومش قشنگ معلومه ولی بی بی چک دومی رو هم میشه دید و خط کمرنگ انداخت.بازم شک دارم .ولی همه علائم رو دارم . حتی فکر میکنم الان پریود شدم و یا میشم . امروز میتونم برم آزمایش بارداری بدم یا زوده ؟
خدا جونم دو بار توی راه مادرشدن بردیم ولی قسمت نشد مزه مادر شدن رو بچشم . این بار هر زمان و هر جور به صلاح خودته . فقط سالم باشه . آمین
۱۳۹۹/۳/۲۵فهمیدم باردارم و بی بی چکم مثبت شد الهی قسمت همه منتظرا خاله ها دعاکنید بچه من صحیح و سالم بیاد بغلم خدایا شکرت ک لایقم دونستی خدایا مواظب هدیت هستم حتی بیشتر از جوووونم خدا جونم مررررسی واسه اینک همه چی خوب پیش بره میشه ی صلوات مهمونم کنید حاجت رواشید❤
مادربزرگ مادرم زن قشنگی نبود اما مردم میگفتن مهره مار داره بعضیام میگفتن ساحره س. همه عاشقش میشدن. مرد و زن. مرید زیاد داشت، خیلی زیاد. هر جا مینشست همه جذبش میشدن. زیاد میدونست. عجیب بود. شوهرش انقدر عاشقش بود که کور شده بود. چشمش فقط “خانوم” رو میدید. زندگی رو به پاش ریخت، جوونیشو ،عشقشو،مالشو. براش دیوان شعری هم گفت. تا “خانوم” غذا نمیخورد او لب به غذا نمیزد تا “خانوم” تایید نمیکرد او هیچ کاری نمیکرد.” خانوم” که مرد دو روز و ده ساعت بعد اوهم از غصه دنیا رو ترک کرد.............................من دنیا امدم. روزی روی پای پدرم نشسته بودم شیرین زبونی میکردم، پنج سالم بود. “خانوم”طولانی نگاهم کرده بود و به مادرم گفته بود: ساویس مهره مار داره...❄️💎 🤍من یک عدد غواصم🏊🏻♀️ دنیای زیر آب خیلی قشنگتر از دنیای روی آبه..🖤 🧜🏻♀️🐬🐋 امضام زندگیه خودمه.
تا بی بی چکتون مثبت شه نمیرید آزمايش بدید که مطمئن بشید؟ سریع تیکر زدی😅😜
دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور میکرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه میخواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که میخواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃 امضامو هفتهای یکبار بروز میکنم🤗😍