2777
2789
عنوان

کیا مثل منن ؟

352 بازدید | 73 پست

من چون همه مراسم های خواستگاری تا عروسیم خوب نبود و در واقع جزئ خاطرات تلخ زندگیم میشه الان طاقت دیدن مراسم عروسی و ... دیگران رو ندارم مثلا تو اینستا و .. یه کلیپی مربوط به این اتفاقات باشه سریع رد میکنم میره چون فشار عصبی بهم وارد میشه شماها هم اینطورین ؟ چیکار میکنین با این حستون تا رفع بشه؟

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

همه همینن منم روی چیزای دیگه ای حساسیت دارم دوست ندارم ببینم

یه کاری واسه خودت بکن مثلا یه خرج اساسی یا یه سالگرد اردواج مفصل یا خرید طلا و ... بدون عذاب وجدان ‌و به خودت بگو این واسه جبران اون خاطرات تلخه خیلی کمک میکنه 

کاربری onyxxx هم من بودم که متاسفانه ترکید  
منم اوایل اینجوری بودم امکان نداشت بریم عروسی و بیایم و دعوا نکنم با شوهرم😂عادت میکنی کم کم عزیزم


من 6 ساله گذشته هنوز عادت نکردم یه عقده شده تو دلم هرچه سعی میکنم درست نمیشه حس میکنم اصلا عروسی نکردم حسرت تو دلمه

من اصلا عروسی نداشتم فقط مثل یه مهمونی بود و تو خونه البته ب خاطر فوت چند تا از فامیلای خودم و همس ...


خداروشکر که حست خوبه تو زندگی ... ولی من نتونستم کنار بیام شاید دلیلش اینه از بچگی با این ارزوها تو دلم بزرگ شدم همش فانتزی های دخترونه داشتم که عروسیم اینجور یا اونجور بشه ... البته مشکلات بعد ازدواجم خیلی زیاد بود ششاید اونا هم دامن میزنن به این موضوع الان اصلا طاقت دیدن خوشی دیگرانو ندارم خوشبختی دیگران عذابم میده   

دوست داشتی تعریف کن

تو خرید عروسی مادر شوهرم خیلی اذیت کرد 

تو عروسی دوستای من رو بالکن تالار منتظر بودن تا من بیام 

بعد رفته بود بهشون گفته بود شما چیکاره این اینجا مادر داماد منم خدا الهی فلجش کنه 

مهمونامون رفته بودند غذا بخورند نزاشته بودند گفته بودند اول فامیل داماد 

دیگه هر مسخره بازی که بگید در آورده بود حرومزاده

منم خیلی حرص میخوردم 

اما خدا زد تو سرش واسه اون یکی پسرش نتونست عروسی بگیره 

و من برای زندگی تو را بهانه میکنم .....😍😍😍💓💓🙌🙌
خداروشکر که حست خوبه تو زندگی ... ولی من نتونستم کنار بیام شاید دلیلش اینه از بچگی با این ارزوها تو ...

تو هم اگه دوست داشتی تعریف کن که بیشتر چی ناراحتت کرده 

و من برای زندگی تو را بهانه میکنم .....😍😍😍💓💓🙌🙌
تو خرید عروسی مادر شوهرم خیلی اذیت کرد  تو عروسی دوستای من رو بالکن تالار منتظر بودن تا من بیا ...


واسه من که اصلا خرید عروسی نکردن مثل مهمون اومدن رفتن هیچ صمیمیتی باهام تو عروسی نداشتن عروسیمونو با شوهرم خودمون گرفتیم 

خداروشکر که حست خوبه تو زندگی ... ولی من نتونستم کنار بیام شاید دلیلش اینه از بچگی با این ارزوها تو ...

با اینکار فقط خودت عذاب میبینی و عمرت بیهوده هدر میده

و اونوقت آینده ها پشیمون میشی ک چرا از زندگیم لذت نبردم و عمرم رو فقط با حسرت گذروندم

ب این فکر کن خیلی ها تو زندگی مشکلاتی دارن ولی سعی کن هر جور ک باشه لذت ببر و احساساتت رو وابسته به چیزی و کسی نکن ک بخاطرش رنج بکشی

ناراحتی هزاران درد و مرض میاره و آدمو زود پیر میکنه

ب همه چی بی تفاوت باش و خودتو بزرگ فرض کن

احساسات غلط آدمو از پا در میاره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز