دیشب بهش پیام دادم گفتم حالم خوب نیست بیمارستانم ، اینجا دلم بیشتر برات تنگ میشه نگفته بودم بیمارستانم بهش
بعد سریع زد کجا
ج ندادم
بعد یه ساعت بعدش زد مگه قرار نبود حرفاتو بیای بگی
خودم یه ساعت بعدش پیام دادم بیمارستانم
اونم ج داد خودتو اذیت نکن برای من این رابطه تموم شد
ایشالله زودتر خوبشی ، منم زدم به درک که تموم شد
شروع کرد دوباره چه قدر شل و ولی تکلیفت با خودت روشن نیست
چرا به پدرت گفتی با گذشتش مشکل دارم و اینا
من بهش گفتم مرد باش رو حرفت بمون یه ساعت قول داده بودی بیا
اونم گفت امیدوارم موفق بشی زودتر بگو هر وقت تونستی بیام که دیگه تموم شه
این ینی چی ؟؟
ینی منو دیگه نمیخواد؟؟
در ضمن به پدرم گفتم بار ها عاشقشم تنها تردید اون دختر قبلی هست که فامیل دورشونه