دختر خالم تنها نبوده خانوادگي رفتن منتها شب تعداد زياد بوده همه در هم خوابيدن اينم پاشده بين اين همه ...
ما هم از این درهم خوابیدنها داشتیم.منتها یا جای خانومها و اقایون جدا بوده یا اگرم با هم بود هردختر پیش پدر مادر خودش میخوابید.چقدم حال میداد قدیما😂..ولی در کل تو اکثر فامیلها از این اتفاق ها می افته.خیلی باید مراقب بود بچه ها رو ب بهونه اینکه مث خواهر و بردارن راحت نذاشت
نامه ای به فرزند نداشته ام:کجایی جان مادر؟من که مردم از چشم انتظاری...خسته نشدی از بازی با فرشته ها..من دلتنگ توام، دلتنگ بوی تنت دلتنگ ب اغوش کشیدنت تو دلتنگ من نیستی جان مادر؟روزها موهای طلاییت رو شونه میکنم ناخن هاتو لاک میزنم بعد پشیمون میشمو لاکت رو پاک میکنم صورت نازت رو ب جای وضو میشورمو کنار جانماز خودم برات جانماز پهن میکنم نمازم که تموم میشه سرم رو برمیگردونم تا بهت لبخند بزنم اما میبینم همه اونا خیال بود،یه خیال خوش...شب هایی که خوابت رو میبینم دلم نمیخواد هیچوقت بیدار بشم اما بیدار میشم و دوباره روی خودم آوار میشم ...بسه دیگه چشم انتظاری بیا مادر بیا😭😭😭😭