خيلي تيكه مينداخت اوايل
برا جهازمم خط و نشون كشيده بود
پدرشوهرمم برا بدرقه موقع ماه عسل نيومد و دعاي خير نكرد برامون
اخه ما رسم داريم موقع بردن عروس پدر براش قران ميگيره
من پدر نداشتم رو اون حساب كرده بوديم نيومد ضايع شديم جلو جمع
منم يه رزهمه روبشون گفتم و الان خونم نميارمشون
كاملا فاصله گىفتم ازشون