2777
2789
عنوان

تروخدا بیاید

262 بازدید | 42 پست

سلام دوستان بابای من الان از اسفندتاحالا سرفه داره آبریزش بینی داره تنگی نفس هم داره.سرفه هاش گاهی خشکه گاهی خلط دار..گلودرد هم یه مدت داشت و سردرد.چشاشم قرمزه و اشک میاد ازشون.بهش هرچقدرمیگم زنگ بزن چهل سی علایمتو بگو داد میزنه میگه مگه من چمه تروخدا بگید چیکارکنم استرس داره میکشتم میترسم خدایی نکرده داشته باشه همه خانواده رو مبتلا کنه.اینم بگم که اتاقش جداست اما سر یه سفره غذا اینا میخوریم 4ماه هم هست عمل قلب باز کرده دیابت هم داره😒

حساسیته فصلیه منم اینطوریم

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍

عطسه هم زیاد میکنم

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عطسه هم زیاد میکنم

امضاتو بروز کن دیگه

✔❣به صلواتت برای حل مشکلمون خیلی نیاز دارم🌺۹/۹/۹۹ان شاءالله حاجت رواشدم وکارمون درست میشه برمیگردیم🤗امام رضا امام غریب الغربا تو رو به خواهرت حضرت معصومه واسطه من روسیاه شو😢دلم پرمیکشه برای حرمت برای پنجره فولادت 😭خدایا به معجزه ات نیاز دارم خدایا درهای رحمتت رو باز کن بروم خدایا تو روبه جدم قسم یه نگاهی کن😞😢...
امضاتو بروز کن دیگه

الان وقت نمیکنم بعدازشبای قدر منتظر بروزش باش😊

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
الان وقت نمیکنم بعدازشبای قدر منتظر بروزش باش😊

خاب😜

✔❣به صلواتت برای حل مشکلمون خیلی نیاز دارم🌺۹/۹/۹۹ان شاءالله حاجت رواشدم وکارمون درست میشه برمیگردیم🤗امام رضا امام غریب الغربا تو رو به خواهرت حضرت معصومه واسطه من روسیاه شو😢دلم پرمیکشه برای حرمت برای پنجره فولادت 😭خدایا به معجزه ات نیاز دارم خدایا درهای رحمتت رو باز کن بروم خدایا تو روبه جدم قسم یه نگاهی کن😞😢...

اخه از اسفند تا الانه اگه خدای نکرده این ویروس بود فکر کنم دور از جون از پا انداخته بودش 

دور از جون بابات همسایه ما سر دو هفته حالش بد شد 

شمام بعداز نزدیک سه ماه باید یه علامتی از خودتون نشون میدادین

بهای اعتماد کردن به دیگران بسی سنگین است 💔

اخه از اسفند تا الانه اگه خدای نکرده این ویروس بود فکر کنم دور از جون از پا انداخته بودش  دور ...

عزیزم منم سردرد میگیرم بعضی وقتا قفسه سینمم الان یک هفتست دردمیکنه نمیدونم ولی از استرسه یاچیز دیگه.بعد توی گلومم حس میکنم یچیزی هست فشارمیدم گلومو سریع سرفه میکنم

این که این همه مدت هی شدید و خفیف میشه حالتاش برام عجیبه یعنی سرماخوردگیه؟

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز