ی دختر مهربون بود و ساده بنظر میومد پسر عمه م گفت عاشقش شده خوشکل بود و مادرش فوت شده بود یکم مخالفت کردن عمه م و اینا بعد تسلیم شدن و ازدواج کردن؛؛ ی دختر ناز و بامزه بدنیا اورد بعد چن سال ی پسر ولی دیگه تو خرجا کم میوردن؛؛ رفت خونه عمه م زندگی کنه (طبقه بالاش) که عمه م هواسش به بچه ها باشه و خودش تو ی مغازه لباس فروشی کار کرد بقیه ش از زبون دختر عمه م
میگفت خونه داداشم بودم زن داداشم خواب بود؛؛ گوشی داداش سادس ولی خانمش جدیدا گوشی اندروید خریده بود با شوهرم بحث بود که جی پی اس چجوری تو جاده کمک میکنه داداشم گفت گوشی خانمم و بیارم بهتره رفت اینترنت و روشن کرد و پیامای صاحب مغازه اومد براش عکس فرستاده بود و گفته بود از بچه ها بی حالم خسته م اونم گفته ببرمت دکتر قربونت برم
بچه ها کسی از آیفوووووون سر درمیاره😣😣😣😣 توروخدا کمکم کنین ........ .میخام باهاش عکس بگیرم ولی وقتی دکمه اشو میزنم در حیاط باز میشه😢😢😢 بعضی ها جوری بیشعورن که دلم میخاد ازشون بپرسم بیشعوریتون ذاتیه یا خودتون هم تلاش میکنید 😬😞باردارنیستم 😔تیکر گذاشتم انشالله تا این تاریخ منم مامان بشم 😍مطمئنم خدا دست خالی نمیزارتم 😍مطمئنم یه روز با بچه تو بغلم میرم مطب دکتری که بدون مقدمه چینی بهم گفت فکرمادرشدن رو از سرت بیرون کن ندید چقد استرس بهم وارد شد ندید من چی کشیدم که همونجا بیهوش شدم 😔مطمئنم خدا امیدمو ناامید نمیکنه 😍
منم اونروز کلی غیبت فامیلای شوهرمو تو تل با دوستم کرده بودم..ینی حرف نگفته نمونده بودااا..و متاسفانه شوهرم دید داشت میخوندو و ازم کاری برنمیومد..خیلی حس بدی بود..اینقد خجالت کشیدم داشتم اب میشدم..حالا موندم اونایی ک خیانت میکنن دستشونرو میشه چه حالی دارن..😑😑😶
نتم قط شد ببخشید؛؛ میگه داداشم گوشی و پرت کرد و به زنش حمله کرد اینقد با مشت و لگد زد که ما فقط خون می دیدیم نمیفهمیدیم از کجای دختره داره خون می یاد از سرش از دندوناش همه جاش خونی بود میگه تو راه پله هولش داد و شروع کرد به بوسیدن پاهاش تورو خدا بچه هامو بی مادر نکن من بی مادری کشیدم گفتم علکی بش رو بدم حقوق بیشتری بم بده بیارم تو زندگیمون تو رو خدا گوشیمو ببر دیگه نمیرم سرکار فقط پیش بچه ها باشم نون خشک میخورم التماس میکنم؛؛ میگه خون و میزد کنار و حرف میزد اصلا نگاه نمی کرد از کجاش داره می یاد بعد شوهره فرستادتش خونه باباش و بچه ها موندن