ی دختر مهربون بود و ساده بنظر میومد پسر عمه م گفت عاشقش شده خوشکل بود و مادرش فوت شده بود یکم مخالفت کردن عمه م و اینا بعد تسلیم شدن و ازدواج کردن؛؛ ی دختر ناز و بامزه بدنیا اورد بعد چن سال ی پسر ولی دیگه تو خرجا کم میوردن؛؛ رفت خونه عمه م زندگی کنه (طبقه بالاش) که عمه م هواسش به بچه ها باشه و خودش تو ی مغازه لباس فروشی کار کرد بقیه ش از زبون دختر عمه م
همیشه توکلت به خدا باشه وامید وار باش؛ نا امیدی از جانب شیطان است.همیشه سعی کن خوبی های اطرافیانتو پیدا کنی و تو ذهنت مرور کنی؛ روزی دوتا خوبی پیدا کن👌امکان نداره پشیمون بشی از اینکار.به مشکلات بخند و بهشون ثابت کن تو اشرف مخلوقاتی و قوی تر از اینی هستی که بخواد زمینت بزنه؛ پاشو و مقاومت کن و نابودش کن😊.وقتی میم مشکلات رو برداریم زندگی شیرین می شود خـدا گر ز حــکـمـت ببندد دری ؛ ز رحـمـت گشاید در دیگری. برای سلامتی و ظهور منجی عالم بشریت ؛امام زمان (عج) صلوات بفرستید.