بعضی شبا عجیب دلتنگت میشم نمیدونم واقعا نمیدونم به هر دری زدم که قسمتم بشی اما نمیشه من از خدا فقط یه چیز میخوام اونم لحظه ای که خودمو توی لباس عروس دیدم حداقل با اونی که دوسش دارم باشم میدونی از اون دردناک تر چیه؟؟؟تو حتی نمیدونی من حاضرم برات تک تک استخون هامم بدم یادت باشه هیچکس اندازه من نمیتونه دوستت داشته باشه این چند بیت شعر تقدیم به خودت عزیزترینمA❤️میخوام بدونی که دلم داره برات پر میزنه🕊مثل یه داروغه شبا به هر دری سر میزنه 🥺وقتی میای با اون چشات دنیامو پر نور می کنی💫غصه ی تنها موندن و از دل من دور می کنی 🥹عمری اگه نگات کنم از دیدنت سیر نمیشم😍بدون که عشق تو زده خیمه به صحرای دلم 🫀اگر که باور نداری گوش کن به حرفای دلم...
حیف شد من شهرستانم...عاشق همچین هیجانهای هستم سیل زلزله رعد برق نصف شب خیلی خوشپ میاد....از مرگ مردن ...
خداباید شماتنهایی روبندازه تویه اتاق،درو ببنده همه این هیجانات و برات فراهم کنه😐ماکه جوونیمون به استرس مرگ ومریضی وتحریم گذشت😢
،قلمت بشکند تاریخ اگر ننویسی🥀.هرکس آن شب،به سری نشانه رفت...باشد که تاابد مهرداغ جلادی به پیشانیش🖤بترسد هر لحظه از مرگ خویش و هم کلامی با خدا...که جان بی گناه گرفته و آه مظلومی پشت سرش🖤
نه ما طبقه ی بالاییم احاطه داریم به همه جا اول همه فقط درا رو باز کردن مطمئن شن زلزله ست بعد ریختن ...
نمیدونم ما تو شهرک وائین هستیم چیزی متوجه نشدیم خونمونم آپارتمانی نیست شاید بخاطر همون متوجه نشدیم
شکستم .... آنقدر آھسته که صدای شکستنم کسی را آزار نداد...صدای شکستنم را فقط دیوارھای اتاقم شنیدند...صدای شکستنم را قلم و کاغذ شنیدند‘ و شعــر پس دادند ... صدای شکستنم را خدا شنید و سکوت جواب داد...می دانی؟ فقط بغض میکنم ..این سخت تر از ھرچیزست بغض داشته باشی و بخندی .... خیالت راحت! از درون شکستم ...صدای شکستنم را ھیچ کـس نفھمید💔
من اولش خیلی ترسو بودم...سال 94تصادف کردم بیست روز به کما بودم...خودم که باور نمیکردم بیست روز کما بودم واس یه ساعت بنظر میرسید...اما از تاریخ فهمیدم....از اون به بعد هیجان را دوست دارم از بلایی طبیعی واهمه ندارم
وقتی چنین چیزای میبینم به بزرگی عظمت خدا پی میبرم...بخاطر همین برام خوشایند هست من سن انچنانی ندارم متولد 70...اما تو همین سن سال انقد بدبختی سردی گرمی روزگار را چشیدم مثله پیرزنا نترس شدم یعنی گرگ باران دیده
من که هیچی متوجه نشدم ، همسایه هامونم داخل خونه بودن هیچ عکس العملی نشون ندادن
شکستم .... آنقدر آھسته که صدای شکستنم کسی را آزار نداد...صدای شکستنم را فقط دیوارھای اتاقم شنیدند...صدای شکستنم را قلم و کاغذ شنیدند‘ و شعــر پس دادند ... صدای شکستنم را خدا شنید و سکوت جواب داد...می دانی؟ فقط بغض میکنم ..این سخت تر از ھرچیزست بغض داشته باشی و بخندی .... خیالت راحت! از درون شکستم ...صدای شکستنم را ھیچ کـس نفھمید💔