2777
2789

الله اعلم

💗میشه اسم خوشگل موشگل برای دخترم پیشنهاد بدین؟🌸 😍🙏🏻  خودم نظرم رو آنیسا، آوینا، آنیا و کمی نیکا هست اما شوهرم میگه بارانا🤔 کدوم بهتره!؟ چقد تصمیم گرفتن سخته🥴

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خداشاهده نصف اونا که الان میان نظر میدن فرق ظهور حضرت مهدی و اخر زمان رو نمیدونن

میخواستم بگم بخدا😐😐😐🎈

خانوم بادکنکی‌ام🎈«اگر طرفدار این‌شرایط‌فعلی‌مملکتی‌تو‌تاپیکای‌سیاسی رو من ‌ریپ نزن حوصلت‌ندارم‌کاربریمم ‌دوست دارم»

فقط خدا میدونه تاریخش رو 

نترکون دیگه سومین کاربریمه نی نی یار  عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود   خدایا شکرت بابت داشتن یه پدر و مادر دلسوز و یه همسر مهربون دو تا وروجک شیطون فقط تنها چیزی که خدا جون ازت میخوام سلامتی خانوادمه همین   اقایون محترم درخواست دوستی ندید   
کسانی که وقت را تعیبن میکنند از دروغگویانند

اون واسه ظهور حضرته😐😐😐🎈

خانوم بادکنکی‌ام🎈«اگر طرفدار این‌شرایط‌فعلی‌مملکتی‌تو‌تاپیکای‌سیاسی رو من ‌ریپ نزن حوصلت‌ندارم‌کاربریمم ‌دوست دارم»

کم مونده

چند مدته بهم نمیگه "دوست دارم" اما امروز #صبح که خواب مونده بودم و دیرتر بیدار شدم،رو در یخچال یادداشت گذاشته بود: ((عشقم سلام روزت خوش مرسی که چشماتو امروزم باز کردی ئقربون پُف اول #صبح صورتت دیشب خیلی قشنگ خوابیده بودی تا #صبح نگاهت کردم نشد بخوابم میدونم الان که اینو خوندی اخمات رفته توهم ولی نگران نباش،نه معده درد دارم نه سردرد،صبحونمم خوردم. میرم سر کار جونه دلم))  یاد حرفای دیشب سارا افتادم که میگفت: ساسان زیاد میگه دوست دارم ولی تو گوشیش smsهای شاخدار میبینم. یکم فکر کردم،میبینم به گفتن نیست به رفتاره...♥️

بچه ها شوهرم کفشاشو حراج زده دیدنش ضرر نداره فالوو کنید دوست داشتید . 

با اجازه استارتر پیج اینستاگرام کفش امید
https://www.instagram.com/shoe.s509


پیج من را دنبال کنید کارم خیلی گیره shoe.s509 صلوات برای حاجت دلت 
خداشاهده نصف اونا که الان میان نظر میدن فرق ظهور حضرت مهدی و اخر زمان رو نمیدونن

منم شک میکنم اینا مگه توی دینی بهشون نگفت فرقشون چیه🤨😐

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز