کاش هیچ وقت نمیرفتم کاش زندگیم تباه شد
شوهرم اوج بداخلاقی بچه اصلا نمیخوابید جرات نداشتم باهاش حرف بزنم فورا مادر شوهرم دخالت میکرد نگو پشت در اتاق گوش وایمیسه باورتون میشه یک هفته تمام عکس شوهرم بغلم بود خودشم کنارم کلا نسبت به هم سرد شده بودیم تا اینکه یه روز رسیدو من