2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چ تاثیرابی گلم مثلا

راستش من خودم روزی دو تا رمان از همین رمانا میخوندم و معتاد شده بودم تقریبا و چون سنم هم کم بود فکر میکردم چرا من اینجور نیستم و خیلی از چیزایی ک دختر داستان داشت و من نداشتم از نظر مادی و ... ولی الان ک خیییلی کمتر میخونم فهمیدم درسته ک قلم خوبی بعضیاشون دارن ولی همه فانتزی هست

پروفایلم عکس یه دختره افغانستانی هست اینو میگم ک بفهمین همه مون همینطوری خوشگلیم😁🇦🇫
اسطوره هم قشنگه

ی رمان بود هر چی فکر میکنم اسمشو یادم نمیاد 

شخصیتاش رضوانه و سپر و بودن که دختره رو تو سن کم شوهر دادن بعد بهش انگ قتل شوهرشو زدن و....

اینم خیلیییی قشنگ بود

اوایل ازدواجمون من معده درد شدید گرفتم خانواده شوهرم پیش من چیزی نمیگفتن ولی به شوهرم میگفتن ک باید بچه بخوای وگرنه نازا میشین(امسال اعتراف کرد) اونم ک کلا چشو گوش بسته بود    خلاصه من بعد ۳ماه از ازدواجم باردار شدم   ازتون خواهش میکنم حداقل یک سال از بودن کنار شوهرتون لذت ببرین بعد بچه بخواین که حسرت بدل میمونین

به حکمتش دل بسپار....

ویار شدید بارداری کلا از خوراک انداختم ی جنازه بودم لب حوض اونجا میخوابیدم پا میشدم    فقط بالا میاوردم یک ماه تمام آرزوم بود که آب بخورم فقط   تازه عروس جدا از شوهر ی شهر دیگه ناگفته نمونه همش پیشم بود ولی خب...    ویارم با ی قرص قاچاق خوب شدو مسمومیت بارداریو قندو زایمان زودرسو فشارو....... همش اضافه شد   مجبور به استراحت مطلق و همه ی اون ۹ ماه خونه پدرم بودم    بچم دختر بود و تازه مکافات من شروع شد

به حکمتش دل بسپار....
ک بچت از ما نیست باید dna بدیو دختر خوب نیستو دل دشمنانمون شاد میشه و ..... خلاصه کلی داغ بر دل نشست ...

یاعلی چه تهمت بزرگی .خونه خراب نشدن اونایی که این تهمت رو زدن بهت

الهی....گاهی....نگاهی(همه زندگیم دخترام)

انقدر فشار عصبیم زیاد بود ک بچم ۸ ماهگی دنیا اومد ولی چون آمپول ریه و اینارو از قبل زده بودم سالم موند نگو دکترا زایمانمو دیر تشخیص دادن بچه خفه شده و از آب کیسه آبش خورده   ۱۷ روز رفت کما   ۳ بار تموم کردو زنده شد روزای خیلی خیلی سختی بود    در حدی داغون شدم ک آبم میخواستم میرفتم بخورم یادم نمیموند ک چی میخواستم

به حکمتش دل بسپار....
یاعلی چه تهمت بزرگی .خونه خراب نشدن اونایی که این تهمت رو زدن بهت

چی بگم والا نه هروز شادتر تازه اوایل ازدواجم گفتن از قبل بارداری بخدا من شب عروسی با شوهر ... کردیم

به حکمتش دل بسپار....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

جوش واژن

nakhonkar | 22 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز