بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
راستش من خودم روزی دو تا رمان از همین رمانا میخوندم و معتاد شده بودم تقریبا و چون سنم هم کم بود فکر میکردم چرا من اینجور نیستم و خیلی از چیزایی ک دختر داستان داشت و من نداشتم از نظر مادی و ... ولی الان ک خیییلی کمتر میخونم فهمیدم درسته ک قلم خوبی بعضیاشون دارن ولی همه فانتزی هست
پروفایلم عکس یه دختره افغانستانی هست اینو میگم ک بفهمین همه مون همینطوری خوشگلیم😁🇦🇫
اوایل ازدواجمون من معده درد شدید گرفتم خانواده شوهرم پیش من چیزی نمیگفتن ولی به شوهرم میگفتن ک باید بچه بخوای وگرنه نازا میشین(امسال اعتراف کرد) اونم ک کلا چشو گوش بسته بود خلاصه من بعد ۳ماه از ازدواجم باردار شدم ازتون خواهش میکنم حداقل یک سال از بودن کنار شوهرتون لذت ببرین بعد بچه بخواین که حسرت بدل میمونین
ویار شدید بارداری کلا از خوراک انداختم ی جنازه بودم لب حوض اونجا میخوابیدم پا میشدم فقط بالا میاوردم یک ماه تمام آرزوم بود که آب بخورم فقط تازه عروس جدا از شوهر ی شهر دیگه ناگفته نمونه همش پیشم بود ولی خب... ویارم با ی قرص قاچاق خوب شدو مسمومیت بارداریو قندو زایمان زودرسو فشارو....... همش اضافه شد مجبور به استراحت مطلق و همه ی اون ۹ ماه خونه پدرم بودم بچم دختر بود و تازه مکافات من شروع شد
انقدر فشار عصبیم زیاد بود ک بچم ۸ ماهگی دنیا اومد ولی چون آمپول ریه و اینارو از قبل زده بودم سالم موند نگو دکترا زایمانمو دیر تشخیص دادن بچه خفه شده و از آب کیسه آبش خورده ۱۷ روز رفت کما ۳ بار تموم کردو زنده شد روزای خیلی خیلی سختی بود در حدی داغون شدم ک آبم میخواستم میرفتم بخورم یادم نمیموند ک چی میخواستم