پارسال عاشق کسی شدم
که قبلا یه بار عقد ناموفق داشت
کلی به خانوادم اصرار کردم یه بار ببینیش و بعد بگید نه
درخواست خود پسر بود
منم چون اولین ادمی بود که خیلی دوسش داشتم و چون خجالتی هم هستم
نمیتونستم نه محکم بگم
خلاصه چون همیشه حرف گوش کن خانواده بودم
خانوادم با این انتخابم شوکه شدن
طوری که پدری که هیچ وقت بهم اخم نکرده بود
میخواست خفم کنه
مادرم اون صحنه رو دیده و دچار مشکل شده از خواب میپره و تپش قلب داره
موندم بخدا
من که فقط ازشون خواستم یه خودشون ببینن و یه نه محکم بگن
و بعد من به حرفشون احترام میزارم
نمیدونم
ارزو مرگ میکنم
این همه دختر پسر دوست میشن خانواده ها نمیفهمن
من که قصدم ازدواج بود اینجوری شد