نه خیر!! یه امشب هم ما سرحال و سردماغ بودیم، کسی نیست..... بخشکی شانس؟!؟!؟
تازه استیک و فرنچ فرایز، کورن و گارلیک برد ؟!؟!؟! را زده بودیم تو رگ، همچین با چشمای خمار و شکم برآمده( ناشی از غذا نه نی نی) ولو شدیم رو مبل و اومدیم کمی صفا کنیم، کسی نیست؟!؟! باشه ، ما هم خدایی داریم؟!؟!؟