2789

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

سلام
من دیشب کاملا دودی شدم از بس که قیلیون کشیدن مردم ولی ارکستر و خواننده کولاک کردند و بنده هم که بی جنبه قر تو کمر رفتم وسط البته خوبیش این بود که همه وسط بودند و قر فراوان می دادند . خلاصه ساعت اومدیم خونه و غش کردم از خواب و خستگی . امروز نامه بیمه اومد قراره فردا برم مصاحبه برام دعا کنید . در هر حال امیدم به خدا هست و می دونم که تا خودش یه جوری کمک کنه . چه جوری نمی دونم هه هه
ساراز بری خوش اومدی به کلوپ ما منظورتو نفهمیدم یعنی چی INVITET کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مریم جون تو چه کردی میامی بهترین جشن ها روبرای هالوین داره امیدوارم به تو هم در فلوریدا خوش بگذره .
ما که یک بسته بزرگ شکلات گرفتیم برای TRICK OR TREAT
جون اقامون با پسر برادر شوهر جان دارند ماکروویو رو نصب می کنند و من ترجیح می دم این زودتر درست شه بعد بزنیم بیرون . صبح هم یهو دیدیم اه نون نداریم از خدا خواسته رفتیم IHOP و یک املت با اسفناج و ماشروم و .....زدیم به بدن .
خلاصه که اینحا هم اینکارا رو نکنیم دیگه چیکار کنیم .!!!!
وای دیروز برای گرفتن شمع کیک تولد رفتیم PARTY CITY قیامت بود یعنی اینگار مفت و مجانی بود بعد هی می گن اکونومی خرابه خرید هم کمه .
سوگل جون این روزها کمتر میای اینجا جریان چیه می بینم طبیعت دلتو برده هه هه
فاطمه جون می دونی که ما دلمون خیلی برات تنگ می شه برات ارزوی موفقیت می کنم تو دختر با ارداه ای هستی و پر انرزی .
مینا جون مردها خیلی سیاست دارند حرف می زنند ولی عمل کاملا فرق می کنه هه هه
سه ماه هم به نظرم خوبه سعی کن از الان ریلکس باشی و بهش محبت بدی اگر دوست داشتی تاریخش رو می تونی رو عوض کنی . ارشیدا جون رو هم دکتر ببر حتما گرچه تهران هم همه چی هست . و تو می تونی با خیال راحت بری ایران . به نظر من تنها رفتنت به شیراز درست نیست چون با بچه سخته ای کاش شوهرت یه مدت کوتاه می اومد و برمی گشت . به هر حال نگرانی به خودت راه نده و سعی کن لجظه لجظه رو استفاده کنی .

آبجی‌ خانمها سامون علیکم ..همگی‌ خوبین؟؟؟؟؟؟؟فاطمه جون خوشحالیم که با وجود گرفتاری سر میزنی بهمون،،،نیکو معلومه حسابی‌ شیرین زبون و خوردنی شده ماشالا اسفند یادت نره هرشب،،،،سمیه جون ایشالا که به راحتی‌ اسباب کشی‌ کنین و منزل نو حسابی‌ مبارک ....بودیم میومدیم کمکت‌ها سه سوته تموم میشد ،،،مینا جون آرشیدا خوشگل بهتره ؟؟ایشالا که خدا بد نده،،،کوچولو اذیت نشه،،راجع به تاریخ سفر هم ناراحت نباش ،،،به قول مریم یهو دیدی زودتر دلت تنگ شد که بیای اگه بخوای هم همونجا میتونی‌ عقب بندازی بیشتر بمونی،، فعلا فقط به قسمتهای خوبش که دیدن مامان بابا هست فکر کن ...زندای مریم ایشالا که خواهر شوهر جان هم دلش خوب بشه و به سلامت بارش رو به مقصد برسونه..منم همینجا‌ها هستم و هنوز تو موگاومت به سر می‌برم !!!فقط یه کم سر شوهر جان خلوت تر بود و با هم بودیم ....زهره جون شما و عرفان کوچولو هنر جدید در نکردین؟؟؟؟بانو مطلب جالب بید ،،خودت و کیان خوبین؟ سال دیگه این موقع باید کاستوم تنش کنی‌‌ها نازی ...الی جون میبینم که حسابی‌ با فندق آتیش سوزوندین و قر اومدین ،،،آخ جون منم دلم خواست،،طبیعت اینجا هم همچنان زیباست ولی‌ یه کم سرد شده فعلا از تو ماشین صفا می‌کنم ...خاله شهره تو خوبی‌؟ خوش گذشته هالوین؟؟یلدا جون منتظر خبرهای خوب و تولدی هستیم‌ها ...خانومهای غایب آیدا،،بنفشه ،،،شینیلی،،لیلا،،پرناز ،،مامان رایان ،،ترانه ..همگی‌ هرجا هستین سالم باشین
دوست جدیدمون سارا جون سلام خوش آمدی چه عجب که یکی‌ از شرق هم پیدا شد به لاخره،،،،، من همسایه شما NJ هستم شما تو خود سیتی هستین؟؟؟؟ بیا بیشتر بهامون باش برامون از خودت بگو
سلام سلام. ما هم برای هالوین شوشو زنگ زد از کارش که برین کلیسای نزدیک خونمون برنامه داره. من و آرشیدا هم رفتیم کلی جمعیت بود موزیک و سرگرمی و بازیهای مختلف داشتن و آخرش شام به همه هات داگ و چیپس و نوشابه دادن. نمیدونم چرا یهو اونجا دلم گرفت آخه اینهمه خرج میکنم اونوقت نکردم یه لباس کاستوم برای آرشیدا بخرم! آقا الکی الکی گریه م گرفتا برای این نامردی، به شوشو زنگ زدم با بغض که تو این مراسمها رو میدونستی چرا نگفتی. سال اولشه باید عکسشو تو بی بی بوکش میذاشتم. نمیخوام بچه م غریب باشه. بیچاره گفت عجب کاری کردم بهت گفتم بری. حالت خرابتر شد که! خلاصه 5 دقیقه ای هورمونها قاط زدن دوباره جذب برنامه شدم و یادم رفت. بیچاره این 4-5 ماهه بدجور درگیر رستوران شده و درست نمیتونه برامون وقت بذاره وگرنه قبل از اون جائی نبود که منو نبرده باشه. عاشق گشت و گذار بود و یکدقیقه خونه نمی نشست. حالا خدا بخواد رستوران داره کارش خوب میشه با این تلاشهائی که کرده منم برم و بیام امیدوارم دیگه دردسرهاش کمتر شده باشه. خلاصه بعد جشن هم رفتم شاپینگ، نمیدونین فروشگاهها چقدر خلوت بود یک نفر هم نبود راحت یه دو ساعتی گشتم و خریدهای باقیمونده مو کردم.
خوب دیگه برم که آرشیدا گریه میکنه. بوس برای همه شبتون خوش
سلام دوست جونا خوبین؟ خوش میگذره ؟؟؟ وحیده جون من امروز برای آیین شیر مایع سیمیلاک گرفتم .. خدا کنه بهش بسازه روش نوشته ضد گاز .. امیدوارم کمتر نفخ کنه .... شیرهای مایعی مه تب را پایین میاره منظورتون همینه؟ مینا جان اگر خواستی آرشیدا جون را ایزان ببری دکتر من دکتر آیین رو بهت پیشنهاد میکنم .... خانم دکتر آوید میرشکرائی علت هم اینه که علاوه بر اینکه واقعا دکتر خوبیه ...جوری وقت میده که زیاد علاف نمی شی ..مریض عفونی تو مطبش زیاد نیست که بچه خدای نکرده مریض بشه ...
سلام سلام خانوم خوشگلا.. خوب مثینکه هالوین نایت زیادی بهتون خوش گذشته که هنوز خوابین.. الی جونم پس حسابی ترکوندی با اون فندق.. بابا به خودت رحم نمیکنی‌ به اون فینگیلی رحم کن که دل‌ و رودش اومد بیرون بس که وول وول خوردی..
سوگل جونم با شوشو که بودی ، سرش که خلوت بوده ، با هم که بودین !!! پس یه دفعه بگو پاک دست از موگاومت برداشتی دیگه آبجی.. این مریم بانو کوجاست رگه غیرتش باد کنه بزنه بیرون.. نکنه فقط واسه ما غیرتی میشه هان؟ هان؟هان؟
مینا جونم حق داری آدم یه وقتایی همچین دلش میگیره به همه چی‌ گیر میده.. کلا این دله همش کارش گرفتنه و فقط باید صبر کنی‌ خودش باز بشه.. فقط سعی‌ کن تو این مواقع که دلت گرفته و داری گریه می‌کنی‌ چیزای خیلی‌ جدی جدی به شوشو نگی.. چون حرفی که زده میشه دیگه هیچ وقت از ذهنشون پاک نمیشه و هیچ جوری هم نمیشه درستش کرد..اونا هم تقصیر ندران به مولا.. مگه چند دفعه زندگی‌ کردن که انتظار داری همه چی‌ رو بدونن.. اونا هم مثله ما خیلی‌ وقتا خیلی‌ چیزا رو نمی‌دونن.. من یه بار وقتی‌ دلم گرفته بود و داشتم گریه می‌کردم شوشو اومد و گفت نکنه با من خوش حال نیستی‌؟؟؟ منم که از خدا خواسته دنباله یه دلیل برایه اشکام می‌گشتم ، بهش گفتم آره !!! بعد من حالم خوب شد و زندگی‌ شیرین شد دوباره ولی‌ هنوز که هنوزه شوشو چند وقت یه بار میاد ازم میپرسه الان با من خوش حال هستی‌؟؟ الان از من خوش حالی‌؟؟ الان با من خوش بختی؟؟ خلاصه که دلش رو شکستم فقط به خاطره چند تا اشک.. ببخشید اگه زیادی حرف زدم..
از روزه هالوینه منم اگه بپرسین صبحش یه دست کلّه پاچه یه مشت زدیم جاتون خالی‌ !!
بعد هم شال و کلاه کردیم زدیم به دامنه طبیعت.. یه جایی‌ هست اسمش کوه‌های شوگولوف هست.. خیلی‌ جای قشنگی یه و فقط مخصوصه این فصله.. خلاصه من و فندقی هنّ و هنّ کنان دنباله بابای بچه‌ها راه افتادیم هی‌ رفتیم بالا.. چند تا عکس هم براتون در کردیم که توی فیس بوک موجود میباشد.. بد هم اومدیم خونه خورشته فسنجون رو زدیم تو رگ که از شبه قبل درست کرده بودم.. بعد از اون هم پاشدیم رفتیم کندی خریدیم و گذاشتیم جلوی در که نی‌نی‌ها میان دسته خالی‌ برنگردن.. پامکینمون هم که هر سال کوچیک تر و کوچیک تر میشه به خاطره اکانومی..
ولی‌ همچنان لبخند زنان فلش لایت میزد جلوی در و میگفت گور ... اکانومی !
بعد هم رفتیم به مناسبت بیست و هفت هفتگی‌ یه فندقی یه سر DSW و یه حالی به خودمون دادیم و یه کیف خریدیم.. بعد هم رفتیم کولومبیا که کاستوم‌ها رو ببینیم و یه چای نیز فود هم بزنیم.. ولی‌ از اونجایی که ساندی نایت بود مردم زود جم و جور کردن و زیاد کاستوم ماستوم ندیدیم و چای نیز فود هم تبدیل شد به فست فود.. چون همچین که نوبته ما شد رستورانه بست رفت..
و ما دست از پاا دراز تر برگشتیم خونه.. کندی‌های جلوی در هم آلردی تموم شده بود ولی‌ تا نصفه شب هی‌ نی‌نی‌ها میومدن و کندی میخواستن و منم مجبور شدم از کندی‌هایی‌ که برایه خودم خریده بودم بهشون بدم تا دلشون نشکنه.. از یکی‌ دوتاشون هم عکس گرفتم که الان براتون میزارم .. ببخشید زیاد نوشتم .. تو مدرسه هم همیشه زنگ انشا به زور دفتر رو ازم میگرفتن..
بوس برایه همه.. فعلا بای..


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بدون شوهرتون

noooidea | -11 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز