دیروز زن داییم اومد خونه ظرفشو برداره ظرفش خیلی وقت بود خونمون بود برای شب یلدا میخواستیم ازاش برداشتیم داخلش انار بود بعدگفت امسال شب یلداخیلی خوب نبود انشالا ساله دیگه بهتر میگیریم بعد خدافظی کرد رفت منو مامانم خیلی ناراحتیم که چرا همچنین حرفی زده مامانم برای اون شب خیلی برنامه ریخته بود خیلی به خاله هام دایی هام خوش گذشته بود تو باغ یلدا گرفتیم
امروزم زنگ مامانم زد سراغ داییم بگیره زنداییم بدون خدافظی از روش قطع کرد ☹️☹️به نظرتون از این به بعد چه رفتاری باهاش کنم خیلی عصبیم