بچه ها مامانم و شوهرم خیلی باهم مشکل دارن شوهر به مامانم احترام نمیزاره اصلا سرش داد میزنه منم خیلی سر این موضوع باهاش دعوام شده. شوهرم میگه مامانت دخالت میکنه بخاطر این باهاش بده کلا هر چیز مامانمو به دخالت میگیره. حالا مامانم اصرار داره به من که طلاق بگیرم کوتاه هم نمیاد. منم هر چی فکر کردم دیدم نمیشه بلاخره بچه دارم بچهامم معلومه باباشونو دوست دارن. ولی خسته شدم همش گیر شدبد داده که طلاق بگیر بیا باهم زندگی کنیم. منم دیگه عصبانی میشم بهش میگم همین بچهام دوروز دیگه بفهمن باعث طلاق تویی فکر نکن باهات خوب میمونن مثل آلان. مه نه اتفاقا میان پیش خودم بهم وابسته میشن بهشون خوش میگذره