امروز داستم با تقریبا نامزدم حرف میزدم
خیلی حرف زد خیلی ها ماشالله خوب فکی داره😄
بعد من گفتم من نمیخوام بیام توی اون خونه ،برو یه خونه دیگه بخر برام یا مثلا اینایی که تو خونه هستن برن بیرون تا من بیام ،گفت باشه تا مهر همه چیو درست میکنم
بعد گفتم کرونا اومده ،نرو سر کار از صبح تا شب تو این همه ادمی کرونا میگیری
گفت خب تعطیل کنم ضرر میکنم باید پول بدم چک بدم ،هزارتا کار دیگه
منم عصبانی شدم شروع کردم داد بیداد که حوب بشین تا نمیری ،میخوای همه مارو به کشتن بدی
اونم عصبانی شد، یهو داد زد که اینقدر از همه طرف بهم فشار نیارید منم ادمم درکم کنید نیاز به همدلی و کمک دارم
منم قطع کردم وسط حرفاش
حالا بدون اینکه به من بگه رفته زنگ زده مامانم ،ازش عذر خواهی کرده که تند برخورد کرده
مامانمم از این موضوع اصلا خبر نداشت ،ابرومو برده ،حس میکنم خیلی بچه لوس احساسیه با این سنش اصلا یجوری انگار بچه هس
بهدهمه گفته که همچین کاری کرده ،حالا کار بدی هم نکرده ولی نیازی به این همه عذرخواهی این چیزا نبوده نمیدونم این چرا اینجوریه 😟😕😕