دقیقا شوهر من همین ماجرا رو با دختر خواهرم داشت
که اونو سر عقل بیاره
بعد از یک تایمی کار به جایی کشید
که تا نصف شب پیام بازی میکردن
حتی حساس شدم گفتم دیگه پیام نده
اونم پیام داد جواب نده بزار هرکار میخاد بکنه
گفت باشه بعد یک هفته دیدم پیام داده یک عالم قربون صدقش رفته بعد که گفتم قرارشد پیام ندی گفت آخه بهش قول داده بودم
باهاش باشم وتنهاش نزارم تا باشوهرش آشتیشون بدم
گفتم چرا اینقد قربون صدقش بری گفت چون کم بود نداشته باشه
بره سمت کس دیگه ازش سو استفاده کنن
خلاصله خرم کرد که حرفام الکی
عشقم تویی زندگیم تویی واز این حرفا
منم باور کردم بعد چند وقت یک روز اومدم خونه
دختر خواهرم رو توخونم دیدم
نکن عزیزم من با زندگیت بازی نکن
انسان جایز الخطای نباید موقعیت جور کنی خودت