2777
2789
عنوان

سوال

248 بازدید | 24 پست

سلام دوستان عید همگی مبارک


من یه موضوعی ذهنم رو درگیر کرده نمیدونم چیکار کنم نیاز به راهنمایی دارم 

لطفا اگر کسی میتونه کمکم کنه...

تابستون گذشته تقریبا بی دلیل و بی منطق چندین ماخ مشکلات وحشتناکی تو زندگی مشترک من بوجود اومد طوریکه من دو ماه دچار حملات  شدید و حاد عصبی پانیک شدم و تا نزدیکی های مرگ مغزی پیش رفتم ...به گفته ی پزشکان ..

چندین ماه زیر نظر چند پزشک و روانپزشک بودم و خیلی به خودم کمک کردم تا حالم کاملا رو به راه شد ...

راستش من بنا به شرایط و موقعیتی که بار اومدم اصلا برای سختی کشیدن بار نیومدم و واقعا برام وحشتناک بود تحمل اون فشارهای عصبی ...

اما حس میکنم قوی شدم و قوی از اون ماحرا اومدم بیرون ...

اوضاع انقدددر بی دلیل بود و پرخاشگری ها و جدال هایی که همسرم راه مینداخت در حدی بود که چون دلیلی براش پیدا نمیشد خانوادم گفتن تنها فکری که میمونه اینه که کسی رو زیر سر داره 

من میگفتم نه به هیییچ وجه اینطور نییت اگه بود من حس میکردم ..‌.چون تووتمام این سالها هیچ وقت من چیزی ازش ندیدم ..البته ابنم بگم که همسرم آدم بسیاااااار زرنگی هست ...ولی من عمرا نمیپذیرفتم که کسی زیر سرش هست که باعث سده عوض بشه و فلان .

خلاصه اینکه اون ماجراها با حاا خراب منو روند درمان من حل و فصل شد یه جورایی و اینکه اابته بعد از اون مدت هم دو سه بار باز جنجال به پا کرد ولی چون دید دیگه من محکم و قاطع وایستادم گفتم بهتره جدا بشیم خیلی جا خورد ...

فکرشو نمیکرد من این حرف رو بزنم منی که تابستون که ایشون حرف جدایی رو با بی تفاوتی میزد تا مرگ پیش رفتم و وحشت داشتم ...

خلاصه یه مقدار بهتر و بهتر شد 

اما نکته ای که تو ذهنم مونده اینخ که هر وقت من حرف اینو پیش میکشم پیش خواهرام که وقتی بهم میگفتن کسب زیر سرشه تو اون روزا من میگفتم‌نه امکان نداره ! خواهرام یه جوری مشکوک و سر به زیر میشن و نگاهشون رو از من میدزدن ...منم شناخت عجیبی رو خانوادم دارم این حرکت یعنی چیزی ازم پنهان میکنن و برای اینکه میدونن خط قرمز من خیانت هست تو زندگی ! و میدونن در این صورته که عمرا حاضر نیست یک ساعت زندگی مشترک رو ادامه بدم ! انگار چیزی میدونن و نمیخوان بگن ...از ترس تصمیم من ..چون خانوادم به شدت رو من حساس هستن و نمیتونن بپذیرن زندگیم از هم بپاشه ..اونم زندکی که زبانزد خاص و عامه ...

حالا نمیدونم چیکار کنم ...چطور از خواهرام بخوام که اگه چیزی هست واقعیت رو بهم بگن ...

این فکر داره مثل خوره منو میخوره 

لطفا راهنماییم کنید ...



بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خواهرات فکر نکنم بگن

واسه مسئولیتی که بعدش دارن 

سعی کن خودت چشم و گوشت رو باز کنی و بفهمی چه خبره

برای همه احترام قائلم اما لطفا کسی جز استارتر مگر برای پرسش سوال ریپلای نکنه روم🤍بله من کاملا مطلع هستم سایت تبادل نظر هست اما تبادل نظر دونفره رو به چند نفره ترجیح میدم…|•تصور کن نشستی تو یه کلبه قدیمی و بارونی که میباره، بوی نم چوب هارو دراورده و عطرش مستت کرده…تو همین حین که داری از پنجره جنگل بیرون رو نگاه میکنی هم هات چاکلت توی دستت رو جرعه جرعه میخوری…•|قشنگ بود؟ این رویای منه…رویای یه مادر، یک همسر، یک دختر🤍
مشغول ضمه کن همشون رو ک اگه چیزی بدونن و نگن

والا به سرم زده قرآن رو بذارم‌ جلوی روشون و قسمشون بدم ولی از این میترسم مثلا چیزی نباشه و ضایع بشم یا متهم به بدبینی و شکاک بودن بشم ...چیزی که هیچ وقت نبودم تو عمرم

یه دستی بزن

به خواهرت بگو یعنی من باید آخرین نفر باشم که میفهمم دورو برم چه خبره؟؟؟تویی که خواهرمی نباید بهم میگفتی؟

یه جوری نقش بازی کن که زبونشون باز شه البته باید بازیگز خوبی باشی 

والا به سرم زده قرآن رو بذارم‌ جلوی روشون و قسمشون بدم ولی از این میترسم مثلا چیزی نباشه و ضایع بشم ...

همینا که گفتی رو بگی فکر کنم مجابشون کنی که حتی اگه چیزی هم نی متهمت نکنن

بعدشم متهم شدن بهتره از ندونستن و استرس الکی داشتن

خط قرمزاتم یکم درموردشون فکر کن...کم ندیدم ادمی که بعد خیانت سربراه شده باشه

دوستم؛من دیکتاتوری نیستم که به دموکراسی رای داده باشه  پس، اگر فکر میکنی نظرم اشتباهه یا حتی ناقصه،بهم بگو  
نمیدونم‌چیکار کنم ...واقعا نمیدونم

تعقیب

چند روز تعقیبش کن ببین کجا میره چه میکنه

گوشیشو چک کن

برای همه احترام قائلم اما لطفا کسی جز استارتر مگر برای پرسش سوال ریپلای نکنه روم🤍بله من کاملا مطلع هستم سایت تبادل نظر هست اما تبادل نظر دونفره رو به چند نفره ترجیح میدم…|•تصور کن نشستی تو یه کلبه قدیمی و بارونی که میباره، بوی نم چوب هارو دراورده و عطرش مستت کرده…تو همین حین که داری از پنجره جنگل بیرون رو نگاه میکنی هم هات چاکلت توی دستت رو جرعه جرعه میخوری…•|قشنگ بود؟ این رویای منه…رویای یه مادر، یک همسر، یک دختر🤍
والا به سرم زده قرآن رو بذارم‌ جلوی روشون و قسمشون بدم ولی از این میترسم مثلا چیزی نباشه و ضایع بشم ...

خب مگه نمیگی طرز نگاه خانوادت رو میشناسی؟؟


بشین بدون پیش زمینه قبلی بهش فکر کن و حرفا و رفتار رو کنار هم بذار اگه دیدی واقعا پنهون کاریه بعد مشغول ضمشون کن...


حالا قرآن رو من نمیتونم بهت بگم

همینا که گفتی رو بگی فکر کنم مجابشون کنی که حتی اگه چیزی هم نی متهمت نکنن بعدشم متهم شدن بهتره از ن ...

یعنی چی ؟  سر به راه شدده یعنی چی ؟ من اگررررر کوچکترین چیزی از همسرم بشنوم یک ساعت هم نمیمونم 

تعقیب چند روز تعقیبش کن ببین کجا میره چه میکنه گوشیشو چک کن

والا از لحاظ رفت و امد که دیر و پس نداره معمولا ...گوشیش هم تو خونه هیچ مورد مشکوکی نداره ..ولی اینم بگم بسیااار زرنگه و کار بلده در همه ی زمینه های زندگی ...

اون روزای لعنتی فقط نمیدونم کجا میرفت و چی میکرد ‌..من خیلی عزت نفس رو دوس دارم و پایبندم بخاطر همین هیچ وقت انگار نمیتونم‌کسی رو بذارم مثلا تعقیبش کنه و اینا ...فقط یه بار چند وقت پیش روی تخت دراز کش بود تا من وارد اتاق شدم پشت سر هم صفحه گوشیش رو بک میکرد ...گفت خانم فضیلت مشتریمه سوال داره در مورد گوشی موبایلش شوهرم موبایل فروشه آخه ...منم هیج نمیگم چون به شددددت انتقاد ناپذیره و جنجال وحشتناااااک راه میندازه 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز