بچه ها من گریه میکردم.فقط از خدا میخواستم بفهمن چون بهم تهمت زده بودن که بدناتون رو .......
ناظممون هم گفت ما رو دیده.
منو سوال پیچ میکردن کا فیلم میبینی؟ داداش داری؟بزرگ تره؟
فقط داشتم سکته میکردم سال بعدش اون معلم از مدرسمون رفت اما من هیچ وقت نبخشیدمش.
چند ماه بعد دوستم با کلی گریه و خواهش کاری کرد که دوباره با هم باشیم.
اما هیچوقت با اینکه با مامانم دوست بودم قضیه کامل و تعریف نکردم براش.
هنوز که هنوز دستم داره میلرزه