عصر به شوهرم گفتم بریم یه دونه روسری بخریم واسه مامانم عیدی میخواد بیاره گفت باشه رفت نشست خونه مادرش ساعت 9شب اومد که کل مغازه ها بسته شده بودن. منم کلی گریه کردم باهاش قهر کردم. اونم انگار نه انگار الان گرفت خوابید به نظرتون من برم منت کشی یا صبر کنم خودش بیاد فردا هم میخواد بره چند روز دیگه بیاد
ببين دقيقا.ب خدا من زورم مياد شوهرمو بفرستم خريد.انقد ترسيدم تا تو حياطم نميزم.حتي ميترسم برم با ماشين دور دور
كلا ما ايرانى ها اينجورى هستيم كه حتي تو جايى كه هيشكى نميدونه ما كى هستيم اصلا از كجا هستيم؟؟؟اصلا چه شكلي هستيم؟؟؟داريم پز ميديم...يعني در اين حد فناااااا🤤پز ميدى كه چى بشه؟سايت براى رد تبادل نظره نه پز دادن!!!ميخواى پز بدى؟زحمت بكش برو خونه خالت اينا به خاله و عروس خالتو دختر خالت پز بده كه حداقل بدونن كى هستى.هه😏
آخه واقعا کلافم کرده تا حالا یه بار نشده بهش بگم بیا منو ببر یه جایی.زود بیاد همیشه یا همون موقع نبر ...
بد عادتش کردی ب بد قولی اگه کاری قراره انجام بدید از چند روز قبل هی بهش بگو با روی خوش تا یادش نره درمورد زمانش هم بزار شوهرت تصمیم بگیره بهش بگو هر وقت تو صلاح می دونی بگو همون موقع بریم بلکن بد قولی نکنه