عصر به شوهرم گفتم بریم یه دونه روسری بخریم واسه مامانم عیدی میخواد بیاره گفت باشه رفت نشست خونه مادرش ساعت 9شب اومد که کل مغازه ها بسته شده بودن. منم کلی گریه کردم باهاش قهر کردم. اونم انگار نه انگار الان گرفت خوابید به نظرتون من برم منت کشی یا صبر کنم خودش بیاد فردا هم میخواد بره چند روز دیگه بیاد
لطفا برا شادی روح خواهرم و پدرم با دلهای پاکتون صلوات بفرستید خدا هیچگاه داغ عزیزی رو بهتون نشون نده عمر گرون گذشت نفهمیدم بعضیهایی که روم میخندن صرفا دوستدارانم نیستن دشمنن با سلاح خنده
چرا گريه كردي؟مگه بچه اي؟؟؟بعدم تو اين اوضاع كرونا كمتر برو ول معتلي
كلا ما ايرانى ها اينجورى هستيم كه حتي تو جايى كه هيشكى نميدونه ما كى هستيم اصلا از كجا هستيم؟؟؟اصلا چه شكلي هستيم؟؟؟داريم پز ميديم...يعني در اين حد فناااااا🤤پز ميدى كه چى بشه؟سايت براى رد تبادل نظره نه پز دادن!!!ميخواى پز بدى؟زحمت بكش برو خونه خالت اينا به خاله و عروس خالتو دختر خالت پز بده كه حداقل بدونن كى هستى.هه😏
كلا ما ايرانى ها اينجورى هستيم كه حتي تو جايى كه هيشكى نميدونه ما كى هستيم اصلا از كجا هستيم؟؟؟اصلا چه شكلي هستيم؟؟؟داريم پز ميديم...يعني در اين حد فناااااا🤤پز ميدى كه چى بشه؟سايت براى رد تبادل نظره نه پز دادن!!!ميخواى پز بدى؟زحمت بكش برو خونه خالت اينا به خاله و عروس خالتو دختر خالت پز بده كه حداقل بدونن كى هستى.هه😏