همسرم خیلی خوبه مهربونه عاشقمه دست دلبازه خیانت نمیکنه از خیانت هم بدش میاد خیلی هم در کار خونه کمکم میکنه تنها عیبش اینه کفتر داره روزهای تعطیل میره بهشون میرسه چیکار کنم ترک کنه هیچ خلافی نداره سیگار و مشروب هیچی
وای من متنفرم از کبوتر راضیم بمیرم ولی یک کبوتر نزدیک من نباشه یه بار پسر داییم تو دستش بهم نشون دادن از هوش رفتم من نمیدونم ولی بودم طلاق میگرفتم اون خونه پر از کبوتر هم نمیرفتم
عزیزم اگه مشغولیتش فقط همونه خب خوشحال باش که پیش خودته و خونه جلوچشمت من شوهرم هم بداخلاق هم توکارای خونه اصلا کمکم نمیکنه هم کمی خسیس دیگه چی بگم ولی اهل خیانت نیس اونم کفتر داره برا خودش کرده مشغولیت منم بچه ندارم اگه بچه داشتم بااون خودمو مشغول میکردم خیلی احساس تنهایی میکنم عصروقتی ازسرکار میاد اول میره اونارومیبینه بعدمیاد خونه یه چایی میخوره بازمیره یه دون میده بهشون بعدیه جاهس که کفتراینا میفروشن کافه ای اینجورجایی فک کنم میره اونجا تاساعت ۸ساعت میاد تا۹ونیم بادوستاش میشینه مغازش بعدمیاد خونه برنامه هرروزمون همینه