یه بار اوایل عروسیمکه کار ک بار شوهر خیلی سکه بود سر یه دعوا که بخاطر داداشم بود گفتم الهی نونش ببره و محتاج داداشم بشه. داداشم کارگر شوهرمبود .بخدا روزگارمون زیر و رو شد شریک شوهرم سرش کلاه گذاشت دو سال تموم عذاب دنیا رو کشیدیم صد بار از همون داداشمپول غرض کردیم هی گفتم خدایا غلط کردم. تو عصبانیت نفرینی نکن که دودش تو چشم خودت بره