وای خواهر شوهر من چاق شده بعد شلوار سال قبلشو پوشیده بود با یه شومیز مهمون داشتن من بهش گفتم شلوارت تنگه اذیت میشیا گفت وای ن کجاش تنگه اندازه اندازمه منم گفتم باش هر جور راحتی آقا رفت پذیرایی کنه چایی رو ک گرفت جلو مهمون شلوار از عقب تا وسطاش پاره شد دخترش خنده اش گرفت با سر رفت تو دیوار یعنی من قش کردم از خنده