من روز عقدم توتالار ی بچه ازپشت گیرکرد ب لباسم موقع رقص بکمر سرخوردم روزمین تورپشتم کنده شدموهام خرابشد تازه من افتادم همه دارن بلندم میکنن شوهرم بادوستاش باگوشی حرف میزد میگفت الان میام تومردا یعنی میخاستم خفش کنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
واااای نمیری😂😂😂😂 چرا زنده ای تو چطور اب نشدی بعد بخار شی😂😂
خخخخ تازه این خوبه یه بار رفتم داروخونه هول شدم میخواستم بگم خمیر دندون دارید بعد زیر چشمی داشتم کاندوما رو میدیدم طرف پسره گفت بفرمایید بلند گفتم ببخشید کاندوم نعنایی میخواستم
دیگه این وقت شب کی حوصله داره کسی ک شاده ک اینوقت شب بیدار نیس😂
استاد سرکلاس گفت میخوایم امتحان بگیریم همه اعتراض که نه نگیر ما نخوندیم من پا شدم گفتم بگیر استاد، امتحانو گرفت وسطاش برگه رو سفید دادم رفتم بیرون استاد گفت پس چرا برگت سفیده؟
گفتم من اصلا مال این کلاس نیستم و سریع فرار کردم 😂😂
مامان دوقلوها👧👦💕....🍁بخون🍁⬅ ........✅گمشده✅کسی ب اسم ساناز علیزاده میشناسین..دوست بچگیمه...حدودا متولد ۷۰..اگر تو اشناهاتون کسی هست.. ریپلای کنید لطفا