2777
2789
عنوان

برادر

169 بازدید | 11 پست

برادرم خیلی رو اعصاب جدیدن و اذیت میکنه 

من یه غلطی کردم عاشق شدم خانوادم رضایت ندادن

الان که خانوادم از کار بیکارم کردن

و تو خونه تک و تنها

تصمیم به مهاجرت دارم

خانوادم بازم مخالفن 

میگن میری دیگه شوهر نمیکنی

یا بعد چند سال برمیگردی که دیگه شوهری نیست

الان 29 سالمه

برادرم که خیلی ازم کوچکتر برام خطو نشون میکشه

میگه باید بخاطر پدر مادر ازدواج کنی که از فکر و خیال دربیان 

من ناراحت میشم مامان و همش تو فکر و خیال ببینم 

میگه تو تو ازدواج فقط 25 درصد حق نظر داری   

همه ی فامیل از خیلی قبل میدونستن من عاشق رفتنم و مهاجرت

حالا کلا برادرم دو ماه به فکر مهاجرت افتاده 

میگه چرا به فکر  پدر مادر نیستی

بخوای دو تایی بریم که نمیشه 

تنها میمونن

بعد میگه باید اگه میخوای بری هم یه کشور دیگه 

و یه شهر دیگه بری 

من دوست ندارم با هم باشیم

من وقتی همکارم  ازم خواستگاری کرد

گفتم به خانوادم میگم 

نزاشتن برم سرکار میرم خارج

الان همه ی نقشه هام نقش براب شد

بگید چیکار کنم؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ببین هدف خودت چیه خودت چی میخوای اگه واقعا میخوای بری جدی باش همه کاراشو انجام بده انتظار حمایت از بقیه هم نداشته باش چون نتیجش میشه دخالت

به نظر میاد زیادی داره به خانوادت اجازه میدی تو کارات دخالت کنن 


تدریس زبان آلمانی با قیمت مناسب انجام میدم... واژه ی ترشیده مال دورانیه که زنها هنری بجز شوهر کردن نداشتن. برای زن توانمند امروزی، ازدواج صرفایک گزینه است، نه تنها هدف زندگی...
وقتی که نزاشتن بری سر‌کار میزارن بری خارج 😁😁😁

در ضمن من خیلی مستقل بودم

تنها سفر میکردم

و با خارج رفتن هم مشکلی نداشتن

تا اینکه عاشق شدم 

و به گفته ی خانواده عشق غلط 

بعد دیگه الان زورم میکنن ازدواج کن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز