دم ولنتاینی
کات کردیم
گفت من مسخره ی تو نیستم که یه سال باهاتم
یا مامان باباتو راضی میکنی
یا تمومش کن
مسخره ی هم نیستیم که
بهش گفتم بیا بریم بیرون
گفت تا با مادرت حرف نزنی من همینم
منم گفتم ببخشید یه سال وقتتو گرفتم
بعد بلاکش کردم
خدا شاهده چه قد با خانواده نزدیک یه سال جنجال داشتم
تا جایی که کار مادرم
رسید به دکتر اعصاب روان و قلب
ولی دیگه نمیتونم بهش اصرار کنم که تو رو خدا بخاطر من ببینیدش
دارم روانی میشم