من و خواهر شوهرم نزدیک هم خونه داریم بعد اونها ماشین ندارن با ما میان خ نه مادر شوهرم که شهرستان یه با اومدیم یکی از وسایلشون جا موند زنگ زد گفت الان شوهرم میاد میگیره شوهر منم دفت سر کار بچه هامم خواب بودن بعد در زد بستشون دادم خداحافظی کردم دد بستم خوابیدم بعدظهر خواهر شوهرم زنگ زد دعوا
سلام دخترا، من چند ساله از سامانلعیا خرید میکنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدلهاشون رو اونجا میذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.
گفتم اگه کسی دنبالشون میگرده، از اینجا میتونه پیداشون کنه
زنگ زد توچرا به شوهرم نگفتی بیا خونمون تعارف نکردی شوهرم میگه ۱۰ دقیقه پشت در بودم جا خوردم چرا درو بسته میگه مگه ما تازه با هم نیومدیم از مسافرت دیگه تعارف نداریم بعدم من یه زن تنها به یه مرد بگم بیا خونمون فردا نمی گفتین ه ر زس میگه اون تو مثل خواهرش میدونه میگم من تا الان به داداشم تعارف کردم خودش اومده