2777
2789
هیلا جون اینجا خیلی‌ اجازه نداری وسایل بزرگ رو بزاری کنار خیابون باید ببری مرکز خاص دور ریختن این چیز‌ها تازه یه پولی‌ هم بدی. ولی‌ تو سایت‌هایی‌ مثل kijiji و craigslist میشه یه چیز‌هایی‌ رو فروخت بیشتر دانشجو‌ها می‌خرن یا کسایی که خیلی‌ شرایطشون خوب نیست. من یه مبل و یه دراور رو مجانی‌ دادم بردند بقیه‌اش رو هم خیلی‌ کم بابتشون گرفتم که فقط ببرن. اینجوری نه پول حمل و نقل تا اون مرکز بازیافت رو می‌دیم نه پولی‌ که اون‌ها میگیرن برای از بین بردن این چیزها. تازه بعضی وسایلمون نو بود دلم نمیومد بدم اشغال.

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

فیفی جون باید بزاری یه کم گریه کنه کم کم عادت میکنه. اینجا اگه پلیس بگیرتتون ببینه سوار صندلی‌ ماشین نیست بچه حق داره به خاطر در خطر انداختن جون بچه بچه رو ازتون بگیره و بفرستتتون دادگاه حالا تا بعد دادگاه چه تصمیمی بگیره خدا داند. حتا به ما معلم‌ها تو مدرسه میگن که اگه دیدیم یه بچه‌ای خارج از محیط مدرسه براش خطری هست (این هم یه موردشه) باید به Children`s aid گزارش بدیم اگه ندیم و بعدا معلوم بشه دیدیم و نگفتیم خودمون رو ممکنه تا ۶ ماه بفرستند زندان
سما ء جونی ببخشید آره گلم خوشحالم دوباره اومدم اینجا از حالتون با خبرم . میبینم حسابی باز اکتیو شدی واسه اومدن :)) ایشالا این دفعه جور میشه

نه که سارای مامان کیان هم هست من همون ممول گذاشتم خودم قاطی پاتی میکنم . باید عوضش کنم بزنم ممول سارا
زمانی که خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شد، پیر شدنت شروع می شود.
فی فی جون سلاممممممم

آره این مدت از بس غرق کارها و ایده ها و تحقیقات اعصاب خراب کنم بودم حوصلم نمیومد بیام اینجا اعصاب شمارم خورد کنم همون تو بلاگم یکم مینوشتم .

عزیزم من ترانسفورماتور آوردم 1500 وات رو جواب میده ولی من بخاطر چند تا وسیله برقی مهمی که آوردم آوردم من همه وسایل برقی رو نیاوردم . فقط یک غذا ساز بوش گنده داشتم نو بود حیفم اومد و یه سشوار چند کاره و اپی لیدیمو خلاصه چند تا خرت و پرت دیگه که نتونستم ازش بگذرم و واسش اینو ساختیم

دادیم پشت شهرداری توپخونه تهران اونجا الکترونیکی ها ترانسفورماتور ساختم ولی اگه وسایل مهم دارین باید بگیرین سنگینه خودش میشه اینجا وسایلو خرید.
زمانی که خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شد، پیر شدنت شروع می شود.
مامان گلاره جان این چیزهایی که گفتی وزنی ندارن ولی وسایل برقی اینجا 110 ولته بعدشم اگه وسایلت نو هستند بیار بازم ببین میصرفه با قیمت دلار یا نه . من خودم ست کامل قاشق چنگالمو آوردم چون خوب بود و باید اینجا کلی پولشو میدادم
زمانی که خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شد، پیر شدنت شروع می شود.
سلام به همه دوستان .
وای زهره چقدر خوشحال شدم که من رو پیدا کردی !!! پسر خوشگلت چطوره ؟ باورت میشه هفته پیش توی فکرت بودم ؟
بچه ها چند بار اومدم براتون نوشتم ولی این نی نی سایت دیوونه من رو انداخت بیرون و همه نوشته هام پرید .منم از عصبانیت دیگه دوباره ننوشتم . حالا کوتاه کوتاه مینویسم .
من فعلا خوبم .
بشدت سرکار سرم شلوغ بود و هست . البته جایی که من فعلا با قرارداد کوتاه مدتم کار میکنم ، همه بشدت مشغول کارن . خصوصا " سوپروایزرم که حیات و ممات سیستم به ایشون وابسته است و اینقدر مسایل قومی قبیله ای و پارتی بازی هم توش دخیله که گاهی میگم قربون شرکت خودمون توی ایران برم !!!!
خلاصه ، تقریبا " هفته ای دو سه بار ، عین چی به خودم لعن و نفرین میکنم که چرا خوشی زد زیر دلم و مهاجرت کردم ؟ دیگه از حوصله نوشتن برای جمع خارجه . ولی همه میدونستین که من تا چه حد از ایران شاکی بودم و عاشق کانادا بودم و تازه سال گذشته هم توی دوماه فهمیده بودم که اینجا مدینه فاضله نیست ولی توی این 9 ماه فهمیدم خیلی چیزها که میگفتن در مورد کانادا صادق نیست .و واقعا " شاید اگر این چیزها رو می دونستم و البته باور میکردم ، راجع به مهاجرت یک جور دیگه فکر میکردم .
فکر نکنید خوشی زده زیر دلم . ولی واقعا " سخته . بچه ها بحث کار رو جدی بگیرید . بخدا خیلی مهمه . بحث زبان رو خیلی خیلی جدی بگیرید .
دخترم خوب و خوش هست و تنها مایه دلخوشی من . گهگاه دلتنگ دوستانش ، مهدش و اعضای خانواده اش میشه و میگه مامان مدرسه ام تموم شد میشه بریم ایران من عمه هام رو ببینم و برگردم و من دوست دارم بهش بگم آره . ولی همه چیز پا در هوا است !!! وضعیت کار من که درست قراردادم در زمان اتمام مدارس تموم میشه ، همسرم که دیگه سرتیفیکیتش رو هم گرفت ولی هنوز موفق به گرفتن کار نشده و یواش یواش داره کلافه میشه . خونه ای که اجاره اش تا سه ماه دیگه سر ساله و نمیدونم میتونیم اینجا بمونیم یا نه .....خودم که عصر ها از خستگی میرسم خونه دارم میمیرم و همه به من میگن الان باید رزومه بدی و دنبال کار بگردی و وقتی کار داشته باشی راحت تر کار پیدا میکنی ولی این قاعده هم اینجا هست که دنبال کارگشتن هم خودش بک کار فول تایمه .
خلاصه چی بکم براتون که اومدم اینجا خیالم راحت تر باشه .....حداقل ایران شبها راحت میخوابیدم . الان از زور استرس ، شبها کابوس میبینم و از خواب میپرم ، همه اش نگرانی ....و روز بروز هم از دختر کوچولوم بیشتر دور میشم .
خلاصه همه چی برعکس شد .... گاهی از خودم میپرسم من برای چی اومدم کانادا و جی شد ؟!!!!
اینکه دیگه جونی برام نمیمونه دنبال کار بگردم ، خودش ازارم میده .گاهی اوقات از 9 صبح که میرسم شرکت تا 6-6:30 بعد از ظهر که میام بیرون ، باورتون نمیشه بجز 10-15 دقیقه ناهار اصلا " فرصت نشستن ندارم .جوری که سوار اتوبوس میشم و میشینم تازه میفهمم چقدر کمر و پاهام درد میکنه !!! کارم توی آزمایشگاه یک شرکت تولید مواد اولیه پلاستیکه و در هر حال عموما " برای نمونه زدن و انجام تست ها نمیشه نشست . کارم رو دوست دارم از این لحاظ که د رارتباط با رشته ام و سابقه قبلی ام هست ولی عمده اش عملیاتی است تا تیوری که در هر حال برای من جدید بود و روزی نیست که چیزی یاد نگیرم .خصوصا " که توی این سازمان همه شون یاد دهنده هستند . از نظر دانش فنی کسی براتون کم نمیگذاره ولی از نظر امکانات سخت افزاری هر کس به هرچی داره چسبیده بد جور !!!!!
وقتی اومدیم اینجا یکی از دوستانی که از نظر اطلاعاتی خیلی به ما کمک کرد و اطلاعات درست به ما میداد ، گفت گول این ایمیل ها و تلفنهایی که ممکنه بهتون بشه و بگن شما چند صد دلار برنده شدید رو نخورید . اینجا حتی یک دلار رو هم راحت به کسی نمیدن . و من میخوام بگم اینجا با تمام وجودم درک کردم حتی یک سنت رو هم راحت نمیدن .
یکی از چیزهای مهمی که ایندفعه یاد گرفتم اینه که اینجا هیچ کس رو روی دست نمیبرن و البته کار هم نریخته روی زمین که بیاین و جمعش کنید !!! اینقدر ساده ممکنه براتون پیش بیاد که ماهها و حتی سالها دنبال کار بگردید و نتونید گیر بیارید !!!
اینقدر ساده هم ممکنه پیش بیاد ظرف کمتر از 6 ماه ، با یک آفر 80000 دلار در سال توی رده مهنس با سابقه کار بتونید کار بگیرید .من هر دو موردش رو دیدم که دارم بهتون میگم و البته در مورد دومی قضیه رابطه و شانس ( زمان مناسب ، موقعیت مناسب ) هر دو دخیل بوده . من دارم مشاهدات خودم رو میگم . یقینا " تجربیات بقیه دوستان میتونه غیر از این باشه .
یعنی وقتی میاید اینجا تازه متوجه میشید که اصلا " اینجوری نیست که شما بتونید کاری رو بکنید و بهتون کار رو بدن . یقینا " شما میتونید اون کار رو بکنید ولی ترجیح میدن به شما ندن !!!!!
تسلط عالی به زبان انگلیسی ، چه نوشتاری و چه گفتاری و البته فرانسه ، حتی در تورنتو ، داشتن مدارک بروز و معتبر بین المللی (کمتر از 5 سال پیش ) ، داشتن سابقه کار مرتبط و شناخت شرکتهایی که در زمینه کاری شما فعال هستن ، همه شون میتونه به شما درپیدا کردن کار کمک کنه .
منهم اشتباه بزرگی کردم و اونم این بود که با توجه باینکه ما بعد از PR شدن تصمیم گرفتیم بیایم ، من باید حتما " پذیرش از یک کالج میگرفتم و میومدم . فکر کردم میام اینجا و اینکار رو میکنم که نشد ...در هر حال دنبالش هستم برای سپنامبر یک کالجی چیزی اپلای کنم تا اگر اینجا دیگه تمدید نکردن باهام ، حداقل از وام دولتی برای هزینه های زندگیمون کمک بگیریم .
راستی یک چیز دیگه هم یادم رفت بگم ، از لحظه ای که به خاک کانادا پا میگذارید آماده باشید که برای هر چیزی مربوط به مدارک تحصیلی و گواهینامه و.... میشه کلی دلار ناقابل باید خرج کنید .
خصوصا " اگر مثل ما قوم و خویشی هم نداشته باشید که 2000 تایی هم باید یگذارید برای استقراراولیه تون !!!خلاصه تکون میخورید میبینید 3000-4000 دلار ناقابل رفت پای این چیزها که تازه برسید و بگید خوب حالا رسیدم اول خط !!!!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز