2777
2789
سلام دوستان روز دوستان داخله و شب دوستان خارجه به خیر
بچه های کانادا تو رو خدا اگه شماره ای از سپیده دارید باهاش تماس بگیرید جویای حالش باشید ما هم بدونیم اوضاعش خوبه برامون کافیه
سارا جون (ممول جون) خیلی کار خوبی کردی اومدی سر زدی، اون شعاری که تو وبلاگت نوشتی رو الان به خودت توصیه میکنم به دقت مزه مزه اش کن " گاهی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است و ......"
راستی نوشتی که مهاجرت سختی بود و میتونستید بهتر مدیریتش کنید اگه برات مقدوره و خصوصی نیست میشه بیشتر از تجربیاتت بگی که مثلا اگه چیکار میکردید راحت تر بود؟ میگم شاید تجربه ای بشه واسه ما
سما جون
ممنون از توضیحت عزیزم راستش من نمی دونم منظورشون از این رشته چیه و به شوهرم می خوره. و اینکه شوهرم ایتلس 8 داره که متاسفانه اکسپایر شده ولی گرفتن ایتلس براش کاری نداره فقط نمی دونم چقدر وقت هست برای فرستادن مدارک.
بازم ازت ممنون

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

مصی جون فکر کنم ما هم همدیگر رو میشناسیم . درسته ؟

راستی من مدارک آپدیت رو 3-4 روز پیش فرستادم با پست TNT کرج . شد 93000 تومن. فکر کنم حدود 200-300 گرم بود . 21 آوریل فرستادم 24 آوریل رسید. البته فکر کنم از تهران میفرستادم 2 روزه میرسید
مسی‌ جون اتاوا رو نمیدونم تورنتو مدارس اینجوری کم داره یا انگلیسی هستند یا فرانسه تا همون کلاس چهارم کلاس چهارم به بعد یک سری مدارس دو زبانه میشن البته معمولا تو این مدارس انگلیسی بهتر از فرانسه تدریس میشه
انوشه از تو کیجیجی بگرد بعد باهاشون تماس بگیر شرایطت رو بگو. من هم خودم همینجوری تو کلگری گشتم ولی‌ خوب من چون زمانم کم بود و خونه تو کلگری کمتر از تورنتو هستش خیلی‌ موفق نبودم ولی‌ تو وقت داری تورنتو هم خونه زیاده. راستی‌ دیدم تو پست قبلی‌ یک سری خونه تو اون ساختمون ژیگولی‌ها پیدا کرده بودی من اونجا رو خیلی‌ توصیه نمیکنم ۵ تا ساختمونند که یه محوطه رو با هم دارند خیلی‌ شلوغه. بیشتر دنبال ساختمون‌های tridel باش اسم دوتاشون هست ovation یکی‌ grand ovation یکی‌ هم ultra ovation نشد ساختمون‌های daniels هم خوبه. اسم اون‌ها رو نمیدونم
بچه‌ها ما هم دیگه تقریبا همه وسایلمون رو فروختیم از دیشب دیگه رو زمین می‌خوابیم و می‌شینیم و غذا می‌خوریم و خلاصه که حسابی‌ برگشتیم به دوران پارینه سنگی‌. فکر کنم دوشنبه شب که برسیم به هتل از خوشحالی‌ که تخت داریم ذوق مرگ بشیم
زهره جون مطمئن نیستم ؛ )
اگه منظورت از این سایت همدیگه رو میشناسیم، من 1 ماهیه عضو شدم ولی اگه از کرج میشناسیم یه کم بیشتر توضیح بده.
بهر حال خوشحالم که اینجا هم شما و هم دوستای خوب دیگه هستند.
دوستای گلم سلام
مدتی بود که به این تاپیک سر نزده بودم . درگیر با وکیلمون بودیم که حسابی گند زد به تمام پرونده امون.
فقط اومدم بگم که دور این وکیل ها رو خط بکشید. اگر خودتون زبانتون خوب باشه می تونید به راحتی اقدام کنید اگر هم زبانتون خوب نیست بهتره که در مورد مهاجرتتون تجدید نظر کنید. ما خودمون می تونستیم اقدام کنیم و اما وقتش رو نداشتیم کار رو دادیم دست یه به اصطلاح وکیل (که البته اینها همه مشاور مهاجرت هستند نه وکیل ) و باعث شد که پرونده ما با هزار تا مشکل بر بخوره. آخر سر هم گناه خودش رو انداخت گردن کانادایی ها که اونها هر روز قانون عوض می کنند در حالی که کوتاهی و نابلدی خودش بود. کلی هم پول گرفت و ما هم مجبور شدیم قرار داد رو فسخ کنیم. و فعلا پرونده ما بعد از یک سال فعلا به بن بست رسیده. به هیچ دفتر مهاجرتی اعتماد نکنید اینها فقط پول رو می شناسند مخصوصا دفتر مهاجرتی پارسای که خیلی افتضاحه. از من گفتن بود . خود دانید . برای همتون موفقیت آرزو می کنم.
سلام بچه ها

شیوا جون من به اون شعار وبلاگم بدجوری اعتقاد دارم باید یه وقتهایی روی یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است ... و بچسبانی پشت شیشه افکارت... باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال سوت بزنی ... در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند... آن وقت با خودت بگویی بگذار منتظر بمانند

ممنون که میخونی و اینقدر بهم روحیه میدی آره اگه بر میگشتم عقب بهتر از اینها عمل میکردم اینجا میگم تا شید کمکی بشه به بقیه که دارن میان گرچه زندگی های آدمها با هم فرق داره .

اولا که من تمامی پولهایی که به شخصه داشتم بجای تبدیل به ارز در همان دورهایی که دلار 1500 هم بود تبدیل نکردم چون مثل خیلیهای دیگه نمیدونستم این مملکت گل و بلبلمان به این وضع دچار بشه . و با احتساب سود بانکی گفتم مشکلی نیست که پولم نقد بمونه که دم رفتن دلار بخریم و بیایم این اولین اشتباه . باید همون موقع دلار میخریدیم .

بعد اینکه ما تمامی اسبابمون رو بجز تخت خواب و میز ناهار خوری فریت کردیم جمعا 1100 کیلو . که اشنباه نشه اینکار بسیار درستی بود و کلی هزینه ما رو کم کرد چون اینجا باید با دلار 3000 تومان اون موقع میخریدیم و پول فریت به صرفه بود . مشکل و اشتباه اونجایی شد که ما گذاشتیم فریت تمامی اسباب خونمو رو روز آخری که شبش پرواز داشتیم !!
که خودش دو تا ضرر به ما زد یکی اینکه تا هفته پیشش فریت بار دلار دولتی حساب میکرد به ما که رسید شد 1226 که البته باز جای شکرش باقیست چون الان دلار آزاد حساب میکنند . دومین قسمتشم که همسر بنده تا چند ساعت دم پرواز داشت با این فرودگاه چک و چونه میزد که بار رو بفرستن از 6 صبح رفت ساعت 8 شب اومد و ما 11 باید میرفتیم فرودگاه و هنوز خونه رو به صاحب خونه تحویلم نداده بودیم !!! و کلی اسباب وسط پذیرایی مونده بود !! تجسم کنید استرس مهاجرت داشته باشی . اسبابت رو با بدبختی از xray فرودگاه رد کنی با هزار جور چک و چونه تا باز نکنند 1000 کیلو بار رو و از طرفی کلی اسباب شامل یخچال و میز ناهار خوری و تخت خواب و خلاصه کلی خرت و پرت همچنان وسط سالن و ما دو تا داغون چون تمام 3 روز قبلشم در حال بسته بندی بودیم !! باور کن از خستگی اشکمون دراومده بود . ما مثل خانواده های دیگه کسی رو نداشتیم کمکمون کنه و درستش این بود که بار هارو زودتر میفرستادیم و میرفتیم هتل . همینقدر بگم که من ماشینم رو همون صبح پرواز رفتم فروختمش قلنامه ایی !! و ماشین همسرم موند !!! و ما نزدیک بود دیرم به پرواز برسیم . یعنی کلا جنازمون رسید به فرودگاه با چک صاحاب خونه و کلید ماشین و کلی خرت و پرت دیگه که باید اونجا میموند موند دستمون اومدیم کانادا !!!
گرچه مشکل اینجا بود که اسباب وقتی میفرستی همش نگرانی که از اینور زود برسه و باید روزی 100 دلار پول انبار بدی بخاطر همین ما گذاشتیم روز آخر که مثلا دیر برسه اینجا وقت داشته باشیم دنبال خونه بگردیم ولی دیگه نه اینقدر دیر !! باید چند روز زودتر میفرستادیم که داغون نشیم روز آخری . اینجوری هوا هولکی اسباب وسط خونه همه چیز رو رها کنیم که به پرواز برسیم !

بگذریم که با اینحال هیچ کس بهتر از ما نمی تونست مدیریت کنه اون شرایطو که چیزی جا نزاره . اضافه آوردیم ولی چیزی جا نزاشتیم :) . اینو با اعتماد به نفس کامل میگم .

سومین اشتباه که از جهتیم برای زدن کار خودمون شاید به نفعه ولی واسه روحیمون نه این بود که ما تو زمستون بارونی ونکوور اومدیم .ما چاره ایی نداشتیم چون خونه مونو نمیتونستیم تمدید کنیم ولی من به همه توصیه میکنم فصل تابستون مهاجرت کنند کمتر تو ذوقشون میخوره :) پس اسم اینو نمیزارم اشتباه مال ما چاره ایی نبود .

اشتباه زیاده از کجاش براتون بگم :)))

اشتباه بعدی ای بود که ما باید میومدیم میرفتیم هتل یا یک جای کوتاه مدت و بعد دنبال خونه میگشتیم . برای روحیه خستمون که از ایران اومده بودیمم بهتر بود ، اومدیم مهاجرت خودکشی که نیست رکورد گینس رو هم که نمی خواستیم بزنیم که البته زدیم !!!!!!!! :)))))) من فکر کنم مهاجری رو پیدا نکنید که تو 3 روز که وارد یه کشور جدید بدون هیج فامیلی و کمکی خونه برای اقامت طولانی مدت پیدا بکنه و قرار دادم ببنده و نقل مکان کنه . ظرف 3 روز . ولی به چه قیمتی . به قیمت خستگی مفرد و فشار روحی و خیس شدن زیر بارون و خلاصه توبلاگم روزهای اولی رو که اومدم نوشتم . پستاشو از قسمت فهرست مطالب بخونید .

اینجا بخوام بگم کل صفحه رو پر میکنه . همینقدر واسه دستگرمی بود :))))))






زمانی که خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شد، پیر شدنت شروع می شود.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792