2777
2789
دیروز به داداشم زنگ زدم میگه حالا واقعا رفتنی شدی؟میگم اره 15تیر دیگه واقعا میریم-میگه واقعا دلت بزرگه ها-میگم تو که دوتا داداش تهرانین ماهی یکبار به هم سرمیزنین منکه اینور دنیاهستم-میگه اون برادره تو خواهری-فرق میکنه

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

میگم تو که تهرانی شش ماهی یکبار منو میبینی حالا میشه سالی یکبار میگه همینکه مرتب باهات حرف میزنم همینکه میدونم اگر دلم خیلی تنگ بشه میتونم باهواپیمازود بیام دیدنت کافیه-بعد بهم میگه خوب مامان چی؟ ماهی یکبار که میبینی اونو- وباز من دلم میگیره ...
شاید بهم بگین خوب تو که اینقدر احساساتی هستی خوب نرو-ولی میترسم در اینده پشیمون بشم واسه همین هم باید تمام مصایب و مشکلاتشو بجون بخرم-هنوز هیچ وسایلی جمع نکردم-هنوز به هیچکس نگفتم میخوایم بریم نه اقوام نه همکارهام-هنوز وسایل زندگیم جمع نکردم و نمیدونم چطور یک زندگی رو جمع کنم-نمیدونم فکر زبان خوندن باشم-فکر وسایل جمع کردن باشم-فکر دیدن یک دل سیر از خونوادم باشم-فکر جمع کردن وسایل سفر باشم-آه خدایا کمکم کن ...
سلام به همه دوستان من تازه اینجارو پیدا کردم ماهم قصد رفتن داریم البته فس زدیم باید پارسال مدارکو میفرستادیم هنوز نشده گیر دیپلم من هستیم یکی از دوستامون که بعد 8 سال از کانادا برگشته دنبال کارمونه نمیدونم اونم خیلی پشت گوش می اندازه دلم میخواد از تجربه های ارزشمندتون استفاده کنم
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1270692&PageNumber=1 ایده های ناب و جالب برای شب یلدا
راستی هدف شما از مهاجرت چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این سوالیه که من دایم ازخودم میپرسم

پیشرفت؟فرزندان؟اوضاع خراب؟1پله از اشناها جلوتر بودن؟0ببخشید که رک گفتم )ولی خودمم هنوز قطعا جوابشو نمیدونم میشه شما از هدفهاتون بگید
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1270692&PageNumber=1 ایده های ناب و جالب برای شب یلدا
سلام .
سما عزیزم . مبازک باشه انشا ا... در آزمون عملی هم موفق باشی .
پلنگ صورتی ، فکر میکنم حالا که تصمیم به رفتن گرفتید بهتره سعی کنی همه اش به جلو نگاه کنی . چیزی که عموما " اطرافیان درک نمیکنن ،‌اینه که مهاجرت برای اون کسی که میره ترک همه چیزه ولی برای کسانی که میمونن ، دلتنگیه که البته به مدد فیس بوک و ovoo تا حد زیادی قابل حله .فکر کنم آدم باید توی این فاز خیلی قوی باشه . نامه استعفام رو هفته پیش نوشتم و علیرغم صحبتی که قبلش با مدیر عامل داشتم ،‌هنوز روش هیچ دستوری نداده ...دیروز داشتم با شوشو صحبت میکردم یکدفعه زدم زیر گریه . بهم میگفت تا حالا استعفا ندادی ببینی چقدر سخته ،‌گفتم آره ولی برای من 14.5 سال کاره که تازه فهمیدم یعنی هیچ چی ... یعنی بیمه همه اش رو راحت بالا میکشه و یه آبم روش .... یعنی حالم از اینجا بهم میخوره که وقت و جوونیم توش صرف شد .
واما کاترین عزیز ، سوالت خیلی جالب بود . فکر میکنم هر کس هدف زندگی اش رو خودش تعیین میکنه و هرکس با یه چیزی توی زندگی اش حس رضایتمندی میکنه ، یکی دوست داره تمام زندگی اش دنبال پوله ،یکی دنبال آرامشه ،یکی دنبال پز دادنه و فخر خروختن ....اصلا "‌نمیشه گفت که کدوم انتخاب درسته و کدوم غلط ، ولی به یقین برای کسی که دنبال پول و جاه و مقام و فخر فروشیه ،‌کانادا جای خوبی نیست و اصولا " بهترین کشور برای زندگی این آدمها ایرانه.
چون هم راحت میشه پول در آورد ،‌هم منابع مختلف برای خرج کردن داری ،‌هم منابع مختلف برا ی فخر فروختن . احترام اجتماعی هم که با پول توی ایران فراهمه .
من خودم به تمام کسانی که که اینجا در آمد بسیار بالایی دارن و اوضاع زندگی شون درحد مرفه هست ،یا حداقل ساپورت خانوادگی و دلگرمی خوبی دارن ‌اصلا " مهاجرت رو توصیه نمیکنم . هرچند خیلی هاشون میرن سه چهار سال میمونن و سیتیزن میشن و برمیگردن و دیگه هیچ مشکلی برای زندگی در سرتا سر دنیا نخواهند داشت .البته این نظر منه . خدای نکرده به کسی اهانت نکردم ،چون یقینا " همه تیپ آدمی میان توی این فروم .
ولی از من به شما نصیحت قبل از هر اقدامی برای مهاجرت جواب سوال خودتون رو پیدا کنین که برای چی میخواین برین . مهاجرت پروسه طولانی ،‌هزینه بر و متحول کننده ای که باید براش عمرت رو هم بگذاری ، سختی زیادی داره اقوام و کارو تحصیل اینجا رو رها کنی و بری یه جایی و دوباره از اول شروع کنی ....اونموقع دلایلت برای مهاجرت خیلی باید قوی باشه . برادر خودم با روحیاتی مثل من (‌کم و بیش ،‌چون در هر حال پسر بود و محدودیت ها و رنج های بانوان در ایران خیلی بیشتر از آقایونه )‌ ، الان بعد از 4 سال توی استرالیا ،‌خدا راشکر داره دکترا میخونه ، بدون فروختن خونه اینجاش ،‌یه خونه بزرگ توی سیدنی خریده ،‌prاش رو گرفته ؛‌توی یه پروژه هم مسئول کنترل پروژه است . دلتنگ هست ،‌از جامه استرالیا هم بهونه میگیره ، دلش هم تنگ میشه ولی بقول خودش در کل راضیه و این بنظر من از همه چی مهم تره .
سلام دوستان
هدف من از رفتن فکر کنم فراره.و این هدف خوبی نیست....میترسم پشیمونی داشته باشه

سپیا عزیز خیلی قشنگ از حست مینویسی کلا قلم قشنگی داری..
من منحصر به فردم. دوست میدارم و دوست داشته میشوم و آزادم.
سلام هستین؟


بچه چه خوبه که اینجا پست می ذارین کلی خوبه :)


میشاد جون اددت کردم تو مسنجر گلی.

کاترین جون راستش به شخصه برای آرامش گم شدم می رم.چون تمام این چیزایی که می گی تو آرامش هست که من به شدت دنبالشم.

بچه ها خدا رو شکر پسر عموم لاتاری برنده شد و کلی امید شد برای من احساس کردم خدا بخوادا شدنیه.به امید

خودش که سلامتی بده و دل خوش و راه باز برای رفتن.من که داغونم از اینجا نگم که امروز رفتم برای باز کردن پرونده

امتحان عملی و......................................................*100

کاترین جون البته اینم بگما ما خدارو شکر تو زندگی داخلیمون آرامش داریم خدارو شکر خیلی هم راضیم اما در کل وضع مملکت طوریه که اینجور همه رو وادار به مهاجرت می کنه.

البته خیلی ها رو می شناسم اصلا نه حرصی می خورن نه اینکه بد باشه ها نه اتفاقا کار خوب رو اونا می کنن.

خدا خودش هم تو قران گفته اگه نمی تونی محیطت رو درست کنی مهاجرت کن.ما نتونستیم.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792