یکی از دلایلی که ما کانادا رو نسبت به آمریکا ترجیح دادیم این بود که سفارتش توی ایران کا رمیکنه و گفتیم مامان بابا هامون نخوان برن ترکیه .دولتش هم صلح طلبه و خودش رو درگیر مسائل سیاسی نمیکنه ! اینها هم زده به سرشون !!!! اینهمه ایرانی با پدر و مادرای پیرشون چکار کنن ؟اول که قانون اقامت پدر و مادرها تغییر کرد ، حالا هم که بخش ویزاش رو تعطیل کردن . دوروز دیگه هم میگن pr های مقیم ایران رو راه نمیدیم ، دیگه خیال همسری برای همیشه راحت میشه .آی حرص میخورم ...آی حرص میخورم . میگه عجله نکن ...همه جی درست میشه !!! سما جون من بعد از عید سنجش ثبت نام کردم . دانشگاه آزاد هم برگزار میکنه . سنجش امتحانات ماه آوریلش کنسل شد ولی ماه می اش بود تا همین چند روز پیش ... الان توی سایت هیچ چی نشون نمیده .میگه دارم آپدیت میکنم . ولی آزاد داره برگزار میکنه و میخواد ظرفیت 150 نفری رو بکنه 800 نفر !!!! چه شود ! سارا جان ، خونه نو مبارک ! قدم نورسیده مبارک . پس فندق دومیه ؟ من هرچی فکر کردم یادم بود سارا مامی کیان عسلی بودی !!!!حالا قندق کوچولو اسمش چیه ؟ سما بنظر منهم برو سراغ استرالیا یا نیوزیلند .تا سفارت اینها هم جمع نشده !!!! راستی یه چیز جالب . شوشو میخواست بده پاسش اینجا تمدید شه ( پاسش تا اسفند امسال اعتبار داره ) من رایش رو زدم . گفتم حالا میدی و شش ماه بعد میاد !!!!یکی از دوستاش میگفت برادرش اونجا پاس ایرانیش رو فرستاده برای تمدید و براش فرستادن . بعد که وارد خاک ایران شده ، بهش گفتن ممنوع الخروجی !!!!!!انگار یه مدرکی رو سفارت ایران گذاشته بود ....بدبخت 10 روز مرخصی گرفته بود که خانواده اش رو ببینه . عین یک هفته رو دویده تا کار پاسش رو درست کنه . دقیقا داریم برمیکردیم به سالهای 67-68 !!! دارن یک کاری میکنن که کسی نره یا نتونه بره یا اگر رفت به سرش نزنه بخواد برگرده .
به به میشاد عزیز. چه عجب . این عکس کاربریت خیلی باحاله . چه میکنی ؟ مامان یلدا ، کالسکه که حتما ببر . بی نهایت بدردت میخوره . البته اگر کوچولوت مثل من نباشه که تا کوچیک بود باید بغلش میکردیم و حاضر نبود توی کالسکه بشینه ! الان عقلش رسیده توی کالسکه نشستن هم بد نیست ، آدم خسته نمیشه . اونموقع هم با رو بنه ها توی کالسکه بود ، و خودش توی بغل ما . شما هم میتونید همین کار رو بکنید و وقتی خوابش گرفت راحت بخوابه توش . دم ورودی هوا�یما ازتون کالسکه رو میگیرن و موقع خروج دوباره پس از خروج بهتون قبل از ورود یه سالن فرودگاه تحویل میدن . سعی کن موقع نشستن و بلند شدن هواپیما بهش شیر بدی که گوشش درد نگیره . مثل خود ما که آب نبات یا آدامس میخوریم تا فشار گوشمون اذیتمون نکنه . من دخترم 11 ماهش بود که با هواپیما رفتیم سفر از اونچیزی که فکر میکردم راحت تر بود . موقع برگشتن هم ، وقتی میخواست هواپیما بلند شه بهش شیر دادم ، خورد و خوابید و موقع نشستن هم بیدار نشد . بعدش هم خوب بود و بازی میکرد . انگار گوشش اصلا اذیت نشده بود .
من دیروز امتحان ترم سه رو دادم و خدا رو شکر قبول شدم ...فقط سه نفر تو کلاسمون قبول شدیم...هوراااااااا
حالا تو برنامه دارم که کلاس دستیار دندانپزشکی هم برم چون خیلی زیاد دوست دارم... فقط خدا کنه با کلاسهای فرانسم تداخل نکنه...
دیگه چه خبر من چند روز نبودم...سماااااا کجایی؟؟؟؟؟ چیکار کردی بالاخره؟ هنوز که بالاتکلیف میزنی دختر!
سپیا گل گفتی دختر...دیگه حالم داره از این مملکت بی درو پیکر به هم میخوره شب میخوابیم صبح پا میشیم هزار تا قانون گذاشتنو هزار تا چیز دیگه عوض شده! هیچ حساب و کتاب نداره تو این مملکت خ ر ا ب ....!
خدا در درون من است ، متاسفم لطفا مرا ببخش متشکرم دوستت دارم
سلام دوستان سپیا قربونت خوبم ..مرسی این روزها در حال سرچ یا برای نیوزلند هستم یا کانادا... شما اطلاع داری رشته شیمی کاربردی برای اسکیل ورکر توی لیست هست یا خیر؟ دوستم که هم رشته هستیم از زمان پر کردن مدارکش تا مصاحبه 7 ماه طول کشید یک ماه بعدش مونترال رفتن..چه باحال...قبول داری؟ از اون طرف اشتغال در نیوزلند و استخدامی فهمیدم بهتره... من رشته ام شیمی کاربردی هست و 7 سال سابقه کالیبراسیون دارم و همزمان 4 سال ممیز داخلی شرکت هستم و 3 ساله کنترل مدارک و سوابق دارم یعنی اینها همزمان هست..اما یه چیزی بگم بخندید هنوز آیلتس ندارم در حال خوندن برای آیلتس..مورچه ای میخونم.. خلاصه منم بدتر از سما دارم دور خودم میچرخم
من منحصر به فردم. دوست میدارم و دوست داشته میشوم و آزادم.