2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

شاتوت عزیزم . این رو میدونم که در کل بهتره برای ادامه تحصیل در هر جایی ،با لسانس ایران اقدام کنی . یعنی فوق و دکترات رو خارج ازایران بگیری . برای هزینه هم کاملا بستگی به رشته ، دانشگاه و مقطع تحصیلی داره . از اونجا که در بلاد کفر تورم معنی نداره ، یکی از دوستام 10 سال قبل برای یکی از دانشگاههای معتبر انگلیس اقدام کرد حدود 10000 کل هزینه یکسال درس خوندنش با خوابگاه در اومد . بعد چون شاگرد اول بود ، برای دکترا بورسش کردن . اگر قراربود خودش بده باید 28 میلیون برا ی دکترا میداد . البته بگم شاگرد اول کل دانشگاه امیر کبیر بود . لیسانسش رو با معدل 18 گرفت .
الان یکی دیگه از دوستام بعنوان international داره توی ادمونتون فوق میخونه ، ترمی4000 دلارمیده . رشته اش فنیه . برای pr ها همین شهریه میشه 2500 دلار .ضمن اینکه چون internatonal هست از کمک ها و وام های دولتی نمیتونه استفاده کنه و بعنوان دستیار استادش ماهی 900 دلار میگیره که با توجه به هزینه های اینجا رقمی نیست ولی بهتر از هیچ چیه .
برای همین میگم برای مهاجرت ازطریق دانشجویی نیا . هم هزینه اش زیاده ، هم زمان میبره و هم اگر و شاید داره .

واما میشاد عزیز ، امنیت اینجا حرف نداره . اینجا بسیار متداوله که خانمها با بچه هاشون تنها زندگی میکنن و شوهراشون توی کشور خودشون هستن . یااینکه یه خانم چینی رودیدم که خودش تنها اومده بود کار �یداکنه و اگر موفق شد ، شوهر و �سرش رو هم بیاره . خیلی عادیه خانمها تنها زندگی کنن . آقایون از ترس 911 و دوربین های �لیس دست از �ا خطانمیکنن .ببین اینقدر امن بود که همسرم قبول کرد من و دخترم یکماه اینجا تنها بمونیم .اصلا " نیازی حس نمیکنی که مردی باید کنارت باشه که مراقبت باشه و ....اگر زبانت خوب باشه بابت این چیزها هیچ نگرانی نداشته باش . اثری از مسا یل و ازارهایی که توی ایران به انواع مختلف به خانمها چه جسمی و چه روحی وارد میشه اینجا نیست . راحت بگم ، تا تو نخوای هیچ کس به چشم یک زن بهت نگاه نمیکنه . تو در درجه اول یک انسانی با تمام حقوق یک انسان .برای آیلت سهم من چون از خودم مطئن نبودم اول آیلتس گرفتم بعد تشکیل فایل دادم . چون بعد از تشکیل فایل فکرکنم 6 ماهه باید آیلتس بدی .
فرشته کوچولو ،تربیت بچه ها همه جا سخت شده . توی ایران سخته ، اینجا هم سخته .این رو رک و راست بهت بگم ، کل دنیا رو توی کانادا میبینی . از تمام اقوام کل کره زمین اینجا هستن . اینجا برای کار به دین و ایمانت و اینکه روسری روی سرته یا کلاه یهودی کار ندارن . اصلا " کسی حق نداره راجع به ملیت و مذهبت سوالی ازت بکنه . تو میتونی بچه ات رو به مدارس اسلامی ایران بفرستی و بعد کلاس زبان بگداریش . ولی قول �لنگ صورتی نمیتونی تو ی خیابون جلوی دیدن عاشقانه بغل کردن یه دختر و �سر رو بگیری . ناگفته نماند من توی این مدت توی تورنتو ،کلا 5 مورد اینجوری دیدم ( که 3 تاش ساهات 10 شب به بعد توی مترو وایستگاه مترو بودو داشتن از هم خداحافظی میکردن )و یکبار هم یه دختر خراب چشم بادامی که همه داشتن نگاهش میکردن . به مراتب کمتر از ایرانه !!!!!!!
ولی همیشه باین فکر کن که ممکنه دامادت یه مکزیکی ، فیلی�ینی یا هر کجای دیگه دنیا باشه .
چه سوال جالبی !!!!!!
بچه هاییکه دارن اینجا زندگی میکنن میتونن نظر بدن . ولی برای شخص من جالب بود که اینجا ، توی تورنتو ، حتی یک نفر هم نگفت من از مهاجرتم ?شیمونم.همونجور که شهرزاد عزیز اشاره کرده بود ، هر کسی توی زندگی اش یه معیارایی داره ، و بتا به اون معیارها تصمیم گیری میکنه . من نمیدونم وقتی نارضایتی از وضع موجود وجود نداره یا درصدش کمه ، چرا باید به مهاجرت فکر کرد ؟ گاهی در مورد دوستان نزدیک خودماین رو خس میکنم که چون همه دارن میرن ما هم بریم .... !!!!!
از اون بدتر اونایی هستن که میان و بعد میگن ?شیمونیم . شکر خدا که هیچ کس اینجااین حرف رو نزد،آخه من نمیفهمم ما ایرانی ها کل زندگیمون تعارفه .دیگه با خودمونم تعارف داریم ؟ بابا اگر آدم خوشش نمیاد برمیگرده .توی ایران میگن طرف 5 سال کانادا بوده . این میشه کلی اعتبار . دیگه هیچ کاری نتونی بکنی ؛ انگلیسی که میتونی تدریس کنی .من بنظرم همه اش این سدهای دهنی خودمونه که میخوایم براش توجیه ?یدا کنیم .
یه جوون ایرانی توی موبایل فروشی توی همون هفته اول به ما گفت من ایران بودم ؛ بعد اومدم آلمان و بعد اینجا . اینجا بمونین عاشقش میشین . این جمله رو از چند نفر دیگه هم شنیدم و راستش توی این دو ماه عاشق اینجا نشدم ....دوست دارم بدونم واسه چی همه ساکنین اینجا عاشق این کشورن ؟ ولی آزادی فضا و راحتی مردم با تمام سختی های زندگیشون قابل تنفسه . هوای عالی ،غذای متنوع و عالی ،اینکه رنک موی تیره ،تورو زیر سوال نمیبره . خلاصه بقول یکی ازآشناها میگفت کانادا بهترین کشور زمین نیست ولی بهترین کشور برای مهاجرینه .
اما خواهشا " فرشته کوچولو و بقیه دوستان و خودم که میخوایم مهاجرت کنیم ب?رسیم از خودمون برای چی داریم مهاجرت میکنیم ؟ ....فکر کنم جواب این سوال به نظرهیچ کس جز خودمون وابسته نباشه .
سلام فرشته کوچولو .تصمیم به مهاجرت به تصمیم شخصیه و هر کسی معیارهای خودشو داره.خدا رو شکر من از مهاجرتم راضی هستم و بجز دوری از وطن و عزیزانم مشکلی ندارم.یه مهاجر بعد از وارد شدنش به کشور جدید اگه بتونه از پس دو چیز مهم بر بیاد موفق می شه اولی تحمل غم غربت و دوری از عزیزان و دوم پیدا کردن کار مناسب و گذران زندگی.اینجا زندگی رو به جلوئه و زندگی رو دوباره از صفر شروع کرد پس باید استقامت داشت و قوی بود.
سلام خانمهای کانادایی می خواستم اگر ممکنه کمی در مورد شهر کلگری یکم اطلاعات بهم بدین چه جور شهریه ،اخه شوهرم چند وقتیه میگه برای تحصیلات بریم اونجا ولی زیاد دوست ندارم میگم یه شهر بهتر بریم ،ممنون میشم راهنمایی کنید
بدترین روزها امیدوار باش!همیشه زیباترین باران ها از سیاه ترین ابرها می بارد.
فرشته جون نگران دخترت نباش اتفاقا این سن سنی نیست که خیلی حساس باشه نمیگم مهم نیست ولی معمولا بچه ها بعد از سن 10 سالگی خیلی تحت تاثیر محیط قرار میگیرن و معمولا مسائل نگران کننده برای خانواده ها زمانی پیش میاد که بچه از دبستان میره به سطح متوسطه اما به هر حال به نظر من اینکه شما از الان نگران چیزی باشی که اصلا هیچ دیدی ازش نداری سودی نداره باید بیای و خودت در محیط قرار بگیری . اینکه مثلا من نوعی بگم من از مهاجرت راضیم یا کس دیگری بیاد بگه من ناراضیم هیچ ارزشی نداره چون هر کسی بسته به نگرشش به زندگی میگه. اینجا خانواده های خیلی خوبی دارن زندگی میکنن که بچه هاشون رو بسیار عالی تربیت کردن همچنین خانواده هایی هستن که تو تربیت بچه هاشون موندن و از نتیجه راضی نیستن به هر حال همه چیز بستگی به پدر و مادر و ارتباطشون با بچه داره یعنی هیچ چیزی غیرممکن نیست.
من فقط در ادامه صحبتم باید بگم برای کسی که در ایران هیچ کمبودی حس نکنه و همه چیز بر وفق مرادش باشه مهاجرت خیلی خیلی سخت تر خواهد بود چون تقریبا تمام کسانی که میشناسم و مهاجرت کردن از اوضاع ایران ناراضی بودن وگرنه چرا باید یک زندگی شکل گرفته و تمام عزیزان رو گذاشت و اومد؟ همه ما از بعضی چیزهای ایران فرار کردیم برای یک زندگی بهتر اومدیم برای نداشتن دغدغه هایی که الفبای یک زندگی معمولیه و ما نداشتیم. اما اینکه کسی از شرایط ایران کاملا راضی باشه و بخواد سختی یک زندگی جدید رو تحمل کنه به نظر من خیلی خیلی مشکلتره.
هیلا جون دوست من کلگری زندگی میکنه و راضیه خوب اونجا مثلا از تورنتو سردتره و شهر کوچکتریه ولی مثلا رنج حقوقههای اون ایالت از ایالت انتاریو خیلی بالاتره و برای بعضی رشته ها کار خیلی زیادتره. منظورت از شهر بهتر چیه؟ بعضیها کلا شهر پرجمعیت و شلوغ پلوغ رو بیشتر دوست دارن و بعضی یک شهر کم جمعیت آروم رو. تورنتو پره از انواع و اقسام مهاجرها چینی عرب ایرانی هندی پاکستانی و... ولی کلگری تعداد مهاجرین به مراتب کمتره . به نظرم پلنگ صورتی بیشتر بتونه بهت کمک کنه .
فرشته جون مطمئن باش در شرایطی که هم دخترت هم همسرت زندگی در غربت رو ترجیح بدن حتما تو هم ترجیح میدی شما یک خانواده اید و آرامش یکی در گرو دیگریه. به نظر من واسه چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده اینقدر نگران نباش زمان همه چیز رو درست میکنه. من تا روزی که ویزامون اومد باز هم به خودم میگفتم هیچی صد درصد نیست و خودم رو آزار نمیدادم چون کندن و رفتن همیشه سخته حتی اگر با خواست خودم آدم باشه.
سلام
من هر چند وقت یه بار میام اینجا و به این تاپیک سر میزنم و خواننده خاموش تاپیک هستم
دوسال پیش همسرم تصمیمش برای رفتن به کانادا جدی شد اما من اصلا دوست نداشتم برم راستش با اینکه خیلی از جو مملکت و از همه چیه این کشور بیزارم ولی یه حسی داشتم که اینجا موندن بهتره یه جورایی از این تغییر بزرگ می ترسم بعد از کلی اصرار شوهرم بالاخره قبول کردم که اقدام کنه
حالا برای مهاجرت از طریق کبک اقدام کردیم همسرم داره زبان می خونه و سطح زبان فرانسه رو 5 زده برای خودش و برای منم چون می دونست انگیزه ام کمه 1 زده
الان دیگه یه جورایی پذیرفتم که رفتن برامون بهتره و دوست دارم تو مصاحبه قبول شیم ولی نمی دونم چی انتظارمونو میکشه استرس تمام وجودمو گرفته دست و دلم برای زبان خوندن نمی ره نمی دونم با این وضعیت اعتماد به نفسم ( که با بچه دار شدنم کمترم شده) می تونیم کاری پیش ببریم یا حتی اگه قبول بشیم رفتن برای کسی در وضعیت من درسته
راستش یه جورایی می تونم بگم من یه دختر چشم و گوش بسته هستم البته تجربه دوری از خانوادمو دارم و زیاد وابسته نیستم ولی بازم نمی دونم که بتونم تحمل کنم یا نه؟
ممنون میشم یه خورده منو راهنمایی کنید
همین که خدا هست ، کافیست … خود را خط میزنم تا هرچه هست خدا باشد …
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792