هر کار میکنم دلم با بابام صاف نمیشه با اینکه
هم من دوسش دارم هم اون منو دوست داره خیلی
تو تاپیک های قبل گفتم
حاضر نشد کسی که دوسش داشتمو فقط بخاطر من ببینه
بعد بگه نه مخالفم
چون عشقم یه عقد کوتاه مدت ناموفق چند سال پیش داشت با یه فامیل دورشون
من فقط از مادر پدرم خواهش کردم ببیننش و بعد بگن نه
البته این خواسته ی دوست پسرم بود
ولی خانوادم دیگه نزاشتن برم سر کار که بینمون جدایی بیافته
البته احساسمون بعد نرفتن من به سرکار عمیقتر شد
الان همش تو خونم 29 سالمه
کار عالی داشتم
با حقوق عالی حقوقی که یه خانواده ی4 نفره رو جواب میداد
الان موندم تو خونه افسردگی گرفتم
ایندم تباه شد
راستشو بگید به من دیگه عقلم کار نمیکنه مگه یه دیدن ادم باعث کسر شان پدرم میشه ؟
اونم جایی که مورد تایید پدر بود محل کارم منظورمه
دیگه تصمیم دارم از این مملکت برم برم کارگری کنم
زندگیمو خودم بسازم زیر بار منت خانوادم نباشم
چون الان هر وقت به مامانم میگم حوصلم سر میره تو خونه
میگه تقصیر خودته خودت قدر کارتو ندونستی
بعدشم گیر میدن میگن بری خارج
دیگه نمیشه ازدواج کنی
تو رو خدا شما قضاوت کنید