من تو سن بیست سالگی ازدواج کردم.
الان ۷ ساله از ازدواجم میگذره.
اون اوایل ب خاطر سن پایین و ناپخته پودن سر چیزای ریزو درشت خیلی با هم دعوا داشتیم.
منم زیاد قهر میکردم ولی شوهرم اکثرا چه تقصیر کار بود چه نبود نازمو میکشید،تو دعواهای شدیدمونم یکی دو روز سردی میکرد اما من ندید میگرفتم و برام مهم نبود چون میدونستم بالاخره خودش میاد سمتم.
خلاصه دیگه جوری شد که بدعادت شدم.
بعد ۳،۴ سال دیگه رفتارش عوض شد در واقع خسته شد از ناز کشیدن و خیلی ضربه ها بابت این رفتارم خوردم و حتی تا مرز طلاقم رفتیم.
در کل یه سری تجربیات تلخ باعث شد منم متوجه اشتباهم بشم و سعی کردم رو رفتارم کنترل داشته باشمو بیشتر جای قهر صحبت کنم.
زندگیمون و اختلافاتمون خیلی بهتر از قبل شد اما الان چند وقته جوری شده که حتی وقتی مقصرم هست رو رفتار اشتباهش پافشاری میکنه و حتی اگه گه گداریم قهر کنم و برم تو قیافه دیگه اهمیتی نمیده و انقدر سرد برخورد میکنه تا اینکه خودم برم سراغش. خیلی وقتام با اینکه میدونه از چی ناراحت میشم باز رفتار اشتباهشو تکرار میکنه چون میگه تو منطق خودم رفتارم اشتباه نیست مشکل از برداشت اشتباه توئه!و تا اعصابش خورد میشه بحث رفتارای اشتباه گذشتمو میکشه وسط!
اما من الان دیگه اون ادم نیستم.
این حرفاش و سرکوفتاش جدیدا خیلی داره اذیتم میکنه.
الان مشکل اینجاست که دیگه من عین قبل نمیتونم رفتارای سردشو ندید بگیرم و بیخیال باشم.
از یه بابت دوس دارم اشتباهاتشو فراموش کنمو برم سمتش اشتی کنم.
اما از یه طرفم میگم سختی رفتار سردشو تحمل کن اما غرورتو نگه دار.
یه جورایی نه میخوام عین قبل بی منطق و خودخواه باشم نه مثل الان ضعیف!
الان از پریشب قهر کردیم فقط سرسنگین در حد یه سلام خداحافظ حرف میزنیم.
نمیدونم چیکار کنم.
دلم براش تنگ شده ولی خیلی ازش ناراحتمو نمیخوام ایندفعه پیش قدم شم.
ب نظر شما چیکار کنم؟؟راهکار بدید