ب هزار زور و بدبختی توی دانشگاه خاست باهام باشه و صحبت کنه.. بهم گف 6ماه دیگ شرایطم جور میشه و میام.. گفتم باشه اون 6ماه باب اشنایی.. کم کم شروع کرد ک بذا خودم ببرمت دانشگا بیشترم ح بزنیم...اینهمه دوست چیه داری درحالیک 4تا نبودن.. خطتو عوض کن.. تا موقعی میام چادر بپوش.. کم کم و ب هر نحوی ک شد میخاس اونی باشم ک میخاد و عوضم کرد با زبون خوش