پس جنگ راه بندازه بخورنش درسته؟
بی تفاوت باش تو دلت نگهدار برای روز خودش
من میرفتم سر میزدم به مادر شوهرم 2 ساعت هیچی واسم نمیاورد و نمیگفت برو خودت بردار
دست روزگار قسمت ما رو ازون خونه بلند کرد و از ناراحتی داشت دق میکرد که پسرش رفت درحالیکه کار شوهرم بود و من بی تقصیر خدا خواست من جداشم ازونجا
میومد خونه ما عالی ازش پذیرایی میکردم
اصلا فقط به ادب و حرمت خودم فکر میکردم