اخ اخ منم داشتم افتضاحه از یه طرف باهاش صمیمی شده بودم روم نمیشد چیزی بگم از یه طرف حالم خوب نبود حسابرسم میومد من نبودم چیزی میگفت نمیگفت به من بهمم هیچ کاری یاد نمیداد،مشارکت صفر فقط کارهای ببخشید خرحمالی بعدش خودم کم کم بهش فهموندم که منم حسابدارم نمیشه کارای چرتو بده به من کارای اصلی رو خودش انجام بده
مجبوری یه کم پررو تر شدم واقعا انگار من اونجا هیچکاره بودم یه کم سعی کردم خودمو بیشتر دخالت بدم تو کارها، همش کارای سختو مینداخت گردن من سعی کردم غیر مستقیم بهش بگم کار دارم خودمو مشغول نشون میدادم یه جوری گفتم یه کم شما انجام بده یه کم من اخرم اومدم بیرون نفسی کشیدم راحت شدم از کاراش البته ایشونم با من اومدن بیرون خخخ