اخ اخ منم داشتم افتضاحه از یه طرف باهاش صمیمی شده بودم روم نمیشد چیزی بگم از یه طرف حالم خوب نبود حسابرسم میومد من نبودم چیزی میگفت نمیگفت به من بهمم هیچ کاری یاد نمیداد،مشارکت صفر فقط کارهای ببخشید خرحمالی بعدش خودم کم کم بهش فهموندم که منم حسابدارم نمیشه کارای چرتو بده به من کارای اصلی رو خودش انجام بده