خواهرشوهرم یه شهردیگس حدود نیم ساعت با ما فاصله داره ولی من دیوار به دیوارشونم ما چندروزی خونه نبودیم به دلایلی حالا تو اون چند روز که ما نبودیم رفتن نذری پختن بین مردم پخش کردن، اصلا براش مهم نبوده ک من نبودم میتونست بذاره یه روز دیگه ولی چون دخترش ک راهش دوره اونروز بوده گذاشته همون روز پخته..
بعدم قرار بود همگی با هم بریم دیدن یکی از اقوامشون که تازه زایمان کرده ولی مادرشوهرم پا شده با اون یکی دخترش رفتن دیدنش درحالیکه قرار بود منم باشم....
این هیچی دامادش دخترشو خیلی اذیت میکرد حتی درحد کتک ولی بهش خیلی احترام میزارن با این حال مثلا ما ک بخوایم بریم برامون غذا ساده میپزن دامادش ک بخواد بره یه غذا حسابی....
ما بچه نداریم مشکل از همسرمه😔 اونا هم میدونن ولی وقتی میریم اونجا انقد قربون صدقه اون نوه شون میرن جلو ما ک من اعصابم بهم میریزه😔 اصلا مراعات مارو نمیکنن اخه پدرشوهر من به بچه هاش محبت نکرده حالا این نوه رو نمیدونید چکار میکنن براش
خیلی اعصابم خورده نمیدونم چکار کنم اصلا☹☹☹☹☹ سر جریان نذری پختن و رفتن خونه اقوام که منو نگفتن اعصابم ریخته بهم